پنجم هجرى است سر وكار پيدا كردم وناچار شدم كه در تمام مطالب جزء بجزء غور رسى وموشكافى كنم ، ناگزير گشتم كه بديگر مؤلّفات وى تا آنجا كه در دسترس باشد مراجعه نمايم . زيرا كتاب تفهيم اگر خوب بخواهى ، چكيده وعصارهء بخش عمده از معلومات واطّلاعات رياضى ونجوم ابوريحان است . واز غالب آنچه در ديگر تأليفاتش نوشته نمودارى در اين كتاب آورده است كه خواننده را بگنجينهاى مالامال از فوائد علمي وأدبي رهبرى مينمايد . پس من بقول علماى أصول اشتغال يقيني بديگر تأليفات أستاذ داشتم وجز ببرائت يقيني كه معنيش در اين باب غوررسى واحاطهء كامل بدقايق مؤلّفات اوست تا آنجا كه در دسترس وحوصلهء امكان من است چاره وگزيرى نداشتم .
مثلا براي اطّلاعاتى كه جاى بجاى در اين كتاب از هندوان دارد لازم بود كه كتاب تحقيق ماللهند را درست بخوانم ونوشتههاى آنرا با كتاب تفهيم بسنجم ، وبراي اطّلاعاتى كه راجع بتواريخ ملل وأقوام عالم وطرزگاه شمارى وأسامي ماهها وغيره در اين كتاب بطور خلاصه ومختصر نوشته است ناگزير بودم كه كتاب الآثار الباقية را بدقّت مطالعه كنم .
وهمچنين ناچار بودم كه براي شرح فصلى كه دربارهء أسطرلاب اينجا نوشته است بكتاب استيعاب الوجوه الممكنة في صنعة الأسطرلاب « 1 » ، وبراي مباحث هيئت بكتاب مقاليد علم الهيئة « 2 » ، وبراي محاسبات واستخراجهاى رياضى ونجومى بكتاب قانون مسعودى « 3 » كاملا مراجعه كنم ، غير از حدود پنجاه كتاب ورسالهء ديگر در فنون رياضى وهيئت ونجوم وأسطرلاب از تأليفات ديگران كه مورد استفادهء من قرار گرفته است وفهرست آنها بنظر خوانندگان خواهد رسيد .
هامش
( 1 ) - اين كتاب را بدلائلى كه نگارنده در رسالهء جداگانه نوشتهام أستاذ ابوريحان پيش از سال 391 هجرى تاليف كرد .
( 2 ) - اين كتاب را چنانكه خود أستاذ در مقدّمهء آن نوشته بنام أبو العبّاس مرزبان بن رستم بن شروين اصفهبد طبرستان جيل جيلان در شهر جرجان تأليف كرده است .
( 3 ) - كتاب قانون مسعودى را أستاذ ابوريحان در سال 421 هجرى قمري مطابق 399 يزدگردى آخرين سال عمر محمود غزنوى در غزنه شروع كرده وبنام أمير مسعود غزنوى بپايان رسانيده است .