بثراجم أحوال مختصر يا مفصّلى كه پيش از اين از وى نوشته بودند . وبا آثار وافكارش همانقدر آشنائى داشتم كه فهرست تأليفات وى را بقلم خودش در ضميمهء شرح أحوال وفهرست مؤلّفات محمد زكريا « 1 » ديده ، وكلمات متفرّقهء أو را در خلال كتب رياضى ونجوم وأحيانا در كتب فلسفه خوانده بودم ، وپارهاى از رسائل كه ميان أو وأستاذ معاصرش شيخ الرئيس أبو على سينا « 2 » مبادله شده بود مطالعه كرده ونيز مطالب پراكنده از كتاب الآثار الباقية عن القرون الخالية « 3 » وكتاب تحقيق ماللهند « 4 » را هر وقت بمقتضى حاجتي رجوع كرده وچيزى در خاطر نگاه داشته يا جائى يادداشت كرده بودم .
اين مايه اطّلاع كه من از أستاذ ابوريحان داشتم وشايد بيشتر همانندهاى من بيش از اين نداشته باشند ، همين اندازه دانشمندى را بمن ميشناسانيد كه در ميان علما ودانشمندان إيران در فنّ خود بىنظير بوده است . وقتي كه با اين كتاب كه از شاهكارهاى مؤلّفات أستاذ واز بهترين نمودارهاى عهد قوام ونضج علمي وأدبي اسلامى يعنى قرن
هامش
( 1 ) - اين رساله را أستاذ ابوريحان در سال 427 هجرى قمري تأليف كرده ودر آن موقع 65 سال قمري وشصت وسه سال شمسي از عمر أستاذ ميگذشته وعين عبارتش اينست « وكما افتتحت كلامي بكتب أبى بكر فانّى اختمه بما شاهدتك وقتا تطلب منّى من أسماء الكتب التي اتّفق لي عملها إلى تمام سنة سبع وعشرين وأربعمائة وقد تمّ من عمرى خمس وستون سنة قمريه وثلاث وستون شمسيّة » .
( 2 ) - اين رسائل عبارت است از سؤالاتى كه ابوريحان از أبو على سينا كرده ووى جواب نوشته است مشتمل بر هيجده مسئله ، ده مسئله اعتراض بر فلسفهء أرسطو وپيروان أو وهشت مسئله از مشكلات افتراحى خود أستاذ ابوريحان . ونگارنده در رسالهاى كه جداگانه براي ابوريحان نوشته تمام سؤالهاى ابوريحان را با جوابهائى كه أبو على سينا داده است بفارسى نقل كردهام .
( 3 ) - اين كتاب را أستاذ ابوريحان بنام شمس المعالي قابوس وشمگير در جرجان بسال 391 هجرى قمري شروع كرده وتا سال 427 كه فهرست كتابهاى خود ومحمّد زكريا را نوشته اين كتاب ناتمام وهنوز زير دست تأليف بوده است . نگارنده دربارهء اين كتاب استنباطهائى كرده كه در رسالهء جداگانه بنام ابوريحان نگاشته است .
( 4 ) - كتاب تحقيق ماللهند من مقولة مقبولة في العقل أو مرذولة : اين كتاب را أستاذ ابوريحان ظاهرا در غزنه بسال 422 هجرى قمري بنام عبد المنعم بن علي بن نوح تفليسى شروع كرده ودر سال 423 در همان غزنه تمام كرده است ، براي اين مطلب نگارنده چندين دليل از روى خود كتاب يافته ودر رسالهء جداگانه شرح داده است .