شرح
( 93 ) ص 273 س 6 - « تت پترى » ونيز محتمل است كه أصل اين كلمهء پت ترىPattriباشد .
( 94 ) ص 277 س 2 - براي تحقيق در كلمهء « ستان » بمعنى مستلقى وبر پشت خوابيده مقابل منتصب رجوع شود بحواشى نگارنده بر ديوان حكيم عثمان مختارى طبع بنگاه ترجمه ونشر كتاب .
( 95 ) ص 285 س 22 - توضيحا كلمهء « أسطرلاب » چنانكه در حاشية توضيح دادهايم در أصل يوناني مركب است از دو كلمهءAstrouبمعنى ستاره واختر ، وLambaneinبمعنى « گرفتن » و « يافتن » . پس بر روى هم أسطرلاب بمعنى « ستارهگير » يا « ستارهياب » يا « ستارهسنج » است وبدين مناسبت است كه بعضي آن را به « ترازوى ستارگان » و « ترازوى آسمان » تفسير كردهاند .
اما اين كه أبو ريحان « آيينهء نجوم » و « مرآت النجوم » تفسير كرده است يا مبتنى است بر حاق وحقيقت معنى أسطرلاب نه از نظر تجزيه واشتقاق كلمه يا اين كه جزو دوم كلمه يعنى « لابون » را بمعنى « آيينه » دانسته است چنانكه بعضي آن را به « ترازو » تفسير كردهاند . واللّه العالم .
( 96 ) ص 286 س 1 - « مري » اصلش اسم فاعل است از باب افعال « ارائه » يعنى نشان دادن ومقصود علامت تيزى است بر سر عضاده كه أرقام را نشان مىدهد . در أسطرلاب « مري رأس الجدى » و « مري رأس السرطان » نيز داريم .
( 97 ) ص 298 س 9 - أبو نصر منصور بن علي بن عراق نسبت بابوريحان سمت ولى نعمتي واستادى داشته وابوريحان در تأليفاتش مكرر از وى نام برده ودربارهء أو حق گزارى كرده است ؛ از جمله در كتاب الآثار الباقية ص 184 در استخراج أوج مىگويد :
« واستخراج أستاذي أبى نصر منصور بن علي بن عراق مولى أمير المؤمنين طريقه لاستخراج ما تقدم ذكره » . ودر كتاب مقاليد علم الهيئة ميان چهار تن رياضىدان معروف زمانش أبو نصر عراق وأبو الوفاء بوزجانى وأبو محمود حامد بن خضر خجندى وكوشيار جيلى دربارهء شكل مغنى