الباب السّادس فى الثناء و الشّكر و الاستماحة
ابو نصر عبد العزيز بن نباتة السّعدى :
و مسترضع فى الحرب شدّ قماطه * فحلّ و لمّا ينقض الرّعب شدّه
و بسا شيرخوار يا در جنگ بربسته شده است باژرنگ « 1 » وى پس گشاده شده است و فيران نكرده است ترس قوت وى را .
( 38 )
يظنّ الّذى يجرى من الدّم درّه * و يحسب اكتاف السّوابق مهده
مىپندارد آنرا كه مىرود از خون شير خويش و مىپندارد مر كتفهاى اسبان پيش رونده را گاهوارهء خويش .
ضربت بنصل السّيف قمّة رأسه * و صيّرت فى شتّى من الطّير لحده
بزدى تو به تيغ شمشير مكان سر وى را و كردى در پراكنده از مرغان گور او را .
الاستاذ ابو بكر الخوارزمىّ :
و كنت ذخرت افكارى لوقت * فكان الوقت وقتك و السّلام « 2 »
و بودم ذخيرهكننده انديشههاى خويش را از بهر وقتى ، بوده است آنوقت ، وقت تو و السّلام .
هامش
( 1 ) . باژرنگ : « پستانبند زنان و سينهبند طفلان باشد » . برهان .
( 2 ) . يتيمة ، ج 4 ، ص 218 ، س 2 .