تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
لمسعود سعد سرىّ المعالى * سلا بالحريرىّ فى ارض مصر
مر مسعود سعد را ، مهتر كارهاى بزرگ ، كه برون آورده است حريرى را از غم در زمين مصر . العميد علىّ بن الحسن الباخرزى :
و مهمه يترآأى آله لججا * تستغرق الوخد و التّقريب و الخببا
و بسا بيابان كه مىنمايد سراب او آبهاى بسيار كه غرق مىكند پوئيدن ناقه و نوع ديگر از پوئيدن فرس و نوع ديگر هم از پوئيدن فرس .
انكحته ذات خلخال مقرّطة * و الرّكب كانوا شهودا و الصّدى خطبا
بنكاح دادم وى را اشتر ماده‌اى با پاى برنجن با گوشوار ، و اشترسواران بودند گواهان و پجواك خطبه گفت . مؤيّد الملك ابو اسمعيل الكاتب :
و هاجرة سجراء تأكل ظلّها * ملوّحة المعزاء رمضى الجنادب
و بسا گرم‌گاه‌ها برافروخته كه بخورد سايهء خويش را كه درفشان است جاىهاى سنگ‌ريزه ناك او سوخته است ژله‌هاى « 1 » او .
ترى الشّمس فيها و هى ترسل خيطها * لتمتاح ريّا من نظاف المذانب
بينى آفتاب را درين گرمگاهان ، وى مىفرستد رشته‌هاى خويش تا بركشد آبى كه سير كند از آبهاى پايانهاى وادى . و قال ايضا :
و كأنّما الشّمس المنيرة اذ بدت * و البدر يجنح للمغيب و يغرب « 2 »
و گوئى كه آفتاب روشن آنگاه كه پيدا شده است ، و ماه ميل مىكند از براى فرو رفتن و فرو مىرود .
هامش
( 1 ) . ژله : زنجره ، ملخ ؛بانگ ژله كرد خواهد كر گوش * ويچ ناسايد بگرما از خروشرودكى ، فرهنگ لغات ادبى . ( 2 ) . اين بيت و بيت بعدى را صدر الافاضل از آن طغرائى دانسته و حال آنكه ياقوت اين‌دو بيت را از آن حسين بن محمد ابو الفرج مىداند . ر . ك : معجم ، ج 10 ، ص 164 ، س 3 و 4 .
بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 50 | قاسم بن حسين الطرائفي الخوارزمي ( صدر الأفاضل ) / مصطفى اوليايى / موفق بن طاهر الخوارزمى