تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 27

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢٧
13 - لفظ « كس » هرجا به‌معنى منسوب ، فرستاده ، گماشته و نظائر آن بوده و از مبهمات نباشد ، جمع بسته شده ، مانند : « بگوئيت وى را يعنى كسان سراى را » « 1 » شبيه اين مورد نيز در كلام بزرگان ادب پارسى ديده مىشود ، از آن جمله فردوسى فرمايد :
ز كس‌هاى او پيش او بد مگوى * كه كمتر كنى نزد شاه آبروى جهانجوى با نامور رام شد * بنزديك كس‌هاى بهرام شد
14 - براى لفظ « مردم » گاه به‌اعتبار معنى ، فعل را جمع و گاه به‌اعتبار لفظ ، فعل را مفرد به‌كار برده ، مانند اين عبارت : « و مردم مىپندارد آنچه مىكند از كار خوب ، از خويشتن و نسبت مىكند آنچه گناه مىكند به‌قدر . » « 2 » مشابه مورد فوق را در قديم‌ترين نسخهء باقى مانده از پارسى درى يعنى مقدمهء شاهنامهء ابو منصورى نيز مىيابيم آنجا كه آمده : « و چون مردم بدانست كز وى چيز نماند پايدار . . . » و يا « مردم بايد كه تا اندرين جهان باشند . . . » در مرزبان‌نامه نيز نظير اين مورد ديده مىشود از جمله « و مردم در ايام دولت از نكبات متأثر نگردد . » « 3 » 15 - از جملهء ويژگىهاى اين كتاب آوردن « ى » تمنى و ترجى است كه شيوهء قدماست . دقيقى گويد :
كاشكى اندر جهان شب نيستى * تا مرا هجران آن لب نيستى
سعدى نيز گويد :
كاش آنان كه عيب من كردند * رويت اى دلستان بديدندى
16 - آوردن « ى » شرط و جزا به‌روش پيشينيان در آخر فعل‌هاى شرط و جزا يكى از خصوصيّات بارز اين كتاب است . 17 - علاوه بر موارد مذكور ، وجود « ى » استمرار ، « ى » تمنى ، پيشوند فرو ، فرا ، فراز و ازين قبيل از ويژگىهاى ترجمهء فارسى بدايع الملح و دليلى محكم بر اصالت تاريخى نثر درى كتاب مزبور است . علامت استفهام « هل » درين كتاب همه‌جا « هست » ترجمه شده . « 4 »
هامش
( 1 ) . ص 31 . ( 2 ) . ص 8 . ( 3 ) . مرزبان‌نامه ص 80 ، س 18 . ( 4 ) . ص 29 ، 45 ، 81 ، 84 و 85 .