تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بدائع الملح ( نوهاى نمكين ) ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بودّى ان اغشى تهامة مقلقا * الى الكعبة البيت الحرام وضينها
دوست دارم كه برسم به تهامه بىآرام‌كننده به‌سوى كعبه نواى ماده شير را .
لا شفع اعواما بعامىّ مكملا * سعادة نفسى نفّس اللّه حينها
تا جفت كنم سال‌هاى را به دو سال خويش تمام‌كننده نيكوبختى تن خويش كه دراز كناد خداى - عزّ و جلّ - وقت او را .
و خار لها فى كسب ما يعقب الرّضى * و وفّقها حتّى توفّى دينها
و برگزيناد از بهر وى را ، در كسب كردن آن چيزها كه رضاى خدا از پس خويش مىآرد ، و توفيق دهاد وى را چندانى كه تمام كند دين خود را . و قال ايضا :
عليك يا مكّة طال وجدى * لو انّ طول الوجد ممّا يجدى
بر تو اى مكّه دراز شده است اندوه من ، اگر درازى اندوه از آنستى كه سود داردى .
يوم دفعنا العيس صوب نجد * هدمت ركنى شرفى و مجدى
در آن‌روز كه سبوختم شتران را به‌سوى نجد ، فيران كردم دو ركن شرف و مجد خويش . و قال ايضا :
يا جبل الرّحمة هل اراكا * و هل ارى نعمان و الآراكا « 1 »
اى كوه رحمت هيچ بود كه ترا بينم ، و هيچ بينم نعمان را و درخت اراك را .
لا يأس من روح الّذى براكا * ان يرزق الوقفة فى حراكا
نااميدى نيست از آسايش آن خداى كه بيافريد ترا ، كه روزى كند يك‌بار ايستادن را در پيش تو . و قال ايضا :
مكّة نفسى اسفا عليك * طائرها محلّق حوليك
اى مكّه ، تن من از اندوه كه بر تو مىدارد ، مرغ او ( يعنى تن من ) پروازكننده است گرد بر گرد تو .
هامش
( 1 ) . در نسخهء اساس در حاشيهء اين بيت نوشته شده است : « نعمان اسم موضع » .