تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
اوّل است كه ابن عباس و موافقانش بيان كردند ، زيرا آيه دربارهء يهود نازل‌شده و دليل ما بر اين امر ، ما قبل و ما بعد آيه است كه دراين‌باره سخن گفته . « 1 » ط - شيوهء تعريض يا كنايه : چنان‌كه قبلا گفتيم هدف طبرى از بحث دربارهء شيوهء سخن قرآن ، به دست آوردن معناى آن است ، نه زيبايى شكل ظاهر آن ، ولى گاهى از اوقات استحسانات قابل توجهى در عبارات به‌كار مىبرد ، نظير مطلبى كه در ضمن بررسى سبك اين آيه بيان كرده است :
قُلْ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنْ كُنْتُمْ فِي شَكٍّ مِنْ دِينِي فَلا أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ أَعْبُدُ اللَّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ وَ أُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
« 2 » ، « بگو : اى مردم اگر در آيين من شك داريد ، پس بدانيد كه من هرگز خدايان باطل غير از خدا را كه شما آنها را مىپرستيد ، عبادت نمىكنم ، بلكه خدايى را مىپرستم كه شما را مىميراند و من مأمورم كه از مؤمنان باشم » در اين‌جا طبرى شرح داده كه خداى متعال به پيامبرش حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : به مشركان قومت كه از وحى من به تو تعجب مىكنند ، بگو : اى مردم اگر در اين دينى كه من شما را به آن مىخوانم ، در شك هستيد و نمىدانيد كه آيا بر حق و از نزد خداوند است يا نه ؟ پس ( بدانيد ) كه من چيزهايى غير از خدا را كه شما عبادت مىكنيد ، از قبيل خدايان باطل و بتهايى كه نمىشنوند و نمىبينند و مرا از چيزى بىنياز نمىكنند و همين ، مايهء شك در صحت آنهاست ، عبادت نمىكنم . در اين آيه ، شيوهء تعريض كه لطافتى در سخن ايجاد كرده به‌كار رفته و معنايش اين است : اگر شما راجع به آيين من در شك هستيد ، در اشتباهيد ، بلكه بايد در چيزى شك كنيد كه شما خود بر آن هستيد و آن عبارت است از پرستش بتهايى كه نه توان درك دارند و نه دفع زيان و جلب منفعتى ، امّا دين من ، جاى هيچ‌گونه شكى در آن نيست ، زيرا من ، يكتا خدايى را عبادت مىكنم كه خلايق را در قبضهء قدرت خود دارد . هرگاه بخواهد آنها را مىميراند ، هركس را بخواهد سود مىدهد و هركس را بخواهد زيان مىرساند و
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 2 ، ص 47 - 49 ، طبرى تشبيه در آيهء :مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا . . .( بقره / 17 ) را نيز به همين روش توجيه كرده است . ج 1 ، ص 108 - 109 . ( 2 ) - يونس / 104 .