« من و تو از شاخهء نسير هستيم و در ميان ما از قبيلهء معدّ كسى زبانآور و فصيح نيست . »
بنابراين تأويل آيه چنين است : و لا يأكل بعضكم اموال بعض فيما بينكم بالباطل . « 1 »
نيز طبرى در لفظ عاهدتم ، اسناد فعل به ضمير جمع مخاطب را موجب زيبايى در معنا مىداند و در آيهء :
بَراءَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عاهَدْتُمْ
« 2 » كه معنايش ( الى الّذين عاهد رسول اللّه من المشركين ) مىباشد ، زيرا پيمانهاى ميان مسلمانان و مشركان ، همان عهد رسول خداست و متصدى بستن آنها هيچكس نيست جز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله يا كسى كه به امر او باشد . طبرى مىگويد : خدا در اين آيه ، مؤمنان را مورد خطاب قرار داده ، زيرا مقصود از مؤمنان ، خود پيامبر است و پيمانهاى آن حضرت بر امّتش ، پيمانهاى خود آنهاست ؛ زيرا بر تمام كارهاى آن حضرت دربارهء خودشان راضى و به پيمانهايش تسليم بودند . پس پيمان او با آنها همانند پيمان آنها با خودشان بود . ازاينرو در آيه فرمود : الى
الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ
، چرا كه رسول خدا با كافران پيمان بسته بود . « 3 »
آخرين سخن در شيوهء طبرى
سرانجام طبرى چه در آثار فقهى و چه تاريخى و چه در تفسيرش ، شيوهء ثابتى را در پيش گرفته و از آن دستبردار نبوده است .
به عنوان مثال ، در فقه مىبينيم كه وى در دو كتابش : اختلاف الفقها و اللّطيف ، نظريات فقها را بيان مىكند و از ميان آنها يكى را با دليل و حجّت مىپذيرد .
در كتاب تاريخش كه رواياتى از ملّتهاى پيشين و زمانهاى گذشته بدون ذكر منبع و مدرك مورد اعتماد آورده ، مىبينيم كه از ايراد رواياتى كه دليلى بر درستى يا نادرستى آن نداشته ، عذرخواهى كرده است و در مقدّمهء آن كتاب مىنويسد : « خوانندهء اين كتاب
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 2 ، ص 106 .
( 2 ) - « ازاين پس ، خدا و رسولش از عهد مشركانى كه با شما مسلمانان بسته و شكستهاند ، بيزارى جسته است » ( توبه / 1 ) .
( 3 ) - تفسير طبرى ، ج 14 ، ص 96 ، ط ، دار المعارف .