جمله چنين مىشود : « البراءة من اللّه و رسوله الى الّذين عاهدتم من المشركين » ؛ « بيزارى خدا و رسولش نسبت به كسانى از مشركين است كه شما با آنها پيمانى داريد » ؛ اگرچه درستى اين قول رد نشده است ، امّا قول نخست به نظر بهتر مىرسد ، زيرا اين عادت معمول عرب است كه براى هر اسم ظاهرى ، نكره باشد يا معرفه ، « هذا » و « هذه » تقدير مىگيرند و آنگاه كه چيز خوبى را مشاهده مىكنند . مىگويند : « حسن و اللّه » و در مورد شىء زشت مىگويند : « قبيح و اللّه » و مرادشان هذا حسن و اللّه ، و هذا قبيح و اللّه مىباشد ، و به همين دليل ، من همان قول اول را برگزيدم . « 1 »
ل - آنگاه كه نظريّات نحويان در تفسير آيهاى گوناگون باشد ، طبرى از ميان آنها نظريهاى را كه مطابق ميل خودش باشد برمىگزيند ، اكنون به عمل او در اين آيه توجّه مىكنيم :
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
.
طبرى گويد : مقصود خداوند از اين آيه اين است كه هيچكس از افراد بشر ، با محاسبه و از راه ستارهشناسى و كهانت نمىتواند به وقت قيام قيامت و پايان مدّت دين محمد صلّى اللّه عليه و إله و امّت و آنچه در عالم هستى وجود دارد پى ببرد و جز خداوند آن را نمىداند . راسخان در علم هم كه مىگويند : ما به آن ايمان داريم و همه از نزد پروردگارمان مىباشد ، خود چيزى از اين آيات نمىدانند . امّا فضيلت علمى آنها به اين دليل است كه علم به قيامت را منحصر به خداوند دانستهاند و به آفريدههاى او نسبت ندادهاند .
امّا مفسّران در تأويل اين آيه اختلاف كردهاند كه آيا كلمهء « راسخون » عطف بر اسم اللّه و به اين معناست كه علم به تأويل متشابهات براى آنها ثابت شده است يا آغاز جمله است و از وضع راسخان در علم خبر داده است كه مىگويند : ما به متشابهات ايمان داريم و تصديق مىكنيم كه متشابهات را جز خدا كسى نمىداند .
بنابراين ، بعضى گفتهاند : معناى آيه اين است : هيچكس تأويل آنها را نمىداند جز خداى يكتا كه در اين علم نيز يكتاست . و امّا راسخان در علم مىگويند : ما به آيات
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 14 ، ص 95 ، ط ، دار المعارف .