تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
الف - تأويلى كه هيچ‌كس را امكان وصول به آن نيست و آن ، موردى است كه خداوند علم آن را به خود اختصاص داده و از همهء آفريدگانش آن را مخفى مىكند و اين مورد ، تعيين اوقات امورى است كه خداوند در كتاب خود وقوع آن را خبر داده است از قبيل زمان وقوع قيامت و هنگام فرود آمدن عيسى بن مريم از آسمان و وقت طلوع خورشيد از مغرب و موقع نفخ صور و غير اينها . ب - تأويلى كه علم به تفسير آن ويژهء پيامبر صلى اللّه عليه و إله است ، نه ساير امّت . و آن چيزهايى است كه نياز به دانستن تأويل و تفسير آن است . ج - نوع سوم چيزهايى است كه علم آن نزد كسانى است كه اهل زبان باشند همان زبانى كه قرآن به آن نازل شده و رسيدن به مرحلهء تأويل و دستيابى به رموز آيات ، تنها از اهل زبان ميسّر است . بنابراين ، در اين مورد از تفسير و تأويل قرآن‌كه مربوط به بندگان خداست ، شايسته‌ترين مفسّران در رسيدن به حق ، كسانى هستند كه دليلشان روشنتر باشد و تأويل قرآن را تنها به رسول خدا صلى اللّه عليه و إله مستند بدانند نه به ساير امّت . قرآن را به وسيلهء اخبار آن حضرت تفسير كنند ، اخبارى كه از طريق استفاضه يا از راه نقل عدول و يا از راه علامتى كه ثابت شده و بر صحّت آن خبر ، نصب گرديده باشد . امّا در مورد آياتى كه درك تفسير آنها از راه علم عربى است ، اثبات اين تفسير يا از راه استشهاد به اشعار مشهور است و يا از راه گفتار و گويشهاى معروف و مشهور . حال ، اين مفسّر هركس باشد ، اهميّتى ندارد ، مهم آن است كه اين آيات ، از گفته‌هاى گذشتگان صحابه و پيشوايان و جانشينان آنها از تابعين و دانشمندان امّت خارج نباشد . « 1 » بالاخره چنان‌كه مىبينيد ، طبرى مىخواهد روش ابن عبّاس در تفسير را ادامه دهد يعنى از لغت كمك مىگيرد و به نصوص ادبى عربى ، استناد مىكند و از مرز روايات تجاوز نمىكند . طبرى آيه‌اى را كه در تفسير آن آراى گوناگونى است ، مورد تحقيق قرار مىدهد و
هامش
( 1 ) - همان مأخذ ، ج 1 ، ص 30 - 32 .