مىتواند بدى را با بدى مجازات كند و نيكى را ده برابر پاداش دهد . اعمش گفت : اگر آنچه نزد كلبى است نزد من مىبود از من كوچكترين تقصيرى صادر نمىشد ( منظور عظمت كلى نزد اعمش مىباشد . )
صالح بن مسلم گفت : شعبى بر سدّى وارد شد ، در حالىكه وى تفسير مىگفت .
شعبى گفت : اگر كفل خود را طبل قرار دهى و بر آن بزنى ، بهتر از اين است كه بنشينى و تفسير قرآن بگويى !
مسلم بن عبد الرّحمان نخفى گويد : من با ابراهيم بودم ، او سدّى را ديد و به من گفت : آگاه باش ، او قرآن را به شيوهء آن گروه تفسير مىكند .
طبيعى است كه وقتى باب انتقاد در امرى باز شود ، انديشههاى گوناگونى به وجود مىآيد و آنگاه كه گرايش كلبى در تفسير قرآن ، گروهى را خوش نيايد ، ديگران روش ديگرى را پيش خواهند گرفت .
از سعيد بن بشير شنيدم از قتاده نقل كرد كه مىگفت : كسى را نديدم كه در زمينه تفسير با كلبى همرأى باشد .
طبرى هم در اين زمينه نظريهاش را به ما نگفته است ، زيرا او بىدليل سخن نمىگويد و به اجمال حرفى نمىزند ، امّا وقتى اين مفسّران و ديگران بعضى آيات قرآن را تفسير مىكنند ، خواهيم ديد كه چگونه طبرى به انتقاد از آنها مىپردازد ، يعنى در جاى خود از آنها انتقاد مىكند و اين ردّ و ايرادها را در سراسر سى جزء از تفسيرش پراكنده مىسازد .
بهعلاوه ، او به اين اجمالى كه در آغاز ، چهرهء تفسير او را ، احاطه كرده است ، پايان مىدهد و تفسيرش را به سه مرحله به قرار زير تقسيم مىكند : مرحلهاى كه تنها براى خداست و مرحلهاى كه براى پيامبر است و مرحلهء ديگر كه براى اهل كفايت از بندگان خدا مىباشد و در اين مرحلهء اخير بيان مىكنيم كه طبرى فرهنگى را توضيح مىدهد كه سزاوار است مفسّر قرآن آن را محور كار خود قرار دهد ، طبرى مىگويد : در بخشهاى گذشتهء كتابمان دربارهء انواع تأويل قرآن گفتيم . تأويل تمام قرآن ، سه نوع دارد :
مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: مصطفى الصاوي الجويني
ص٤٢٥