تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
كرده‌اند ، « 1 » امّا او اين انديشه را خلاصه كرده و به خوبى از آن دفاع كرده است و ارزش آن را براى كسانى كه در فهميدن متن قرآن مىكوشند ، بيان داشته و چنين گفته است : از نعمتهاى بزرگ خداوند و احسانهاى فراوان او به آفريدگانش ، قدرت بيان است تا آنها بدين وسيله ، از راز درونى خود خبر دهند و به مقاصد نفسانى پىببرند . آن‌گاه ، خداوند آنها را در برخوردارى از اين نعمت ، متفاوت قرار داده و برخى را بر ديگران برترى داده است . بلندترين درجه را به كسانى داده كه در ابلاغ فرمان او ، كوشاتر و در بيان اسرار درونى خود ، گوياترند . خداوند در آيات قرآن مجيد ، برترى اين افراد را - به سبب بيانى كه به آنها داده - بر آنان كه لكنت زبان دارند و توان درست سخن گفتن ندارند ، معرّفى كرده و گفته است : « آيا كسى كه به زيب و زيور پرورده مىشود و در اقامهء دعوا براى حفظ حقوق خود ناتوان است ، شايستهء فرزندى خداست ؟ » « 2 » اگر مطلب چنين است و معنايى كه موجب جدايى فاضل از مفضول مىشود ، همان امتياز كسى باشد كه بيان رسا دارد در مقابل كسى كه قدرت بر درست سخن گفتن ندارد ؛ در اين صورت ، شكى نيست كه بالاترين درجهء سخن و فراترين مراتب آن ، مرتبه‌اى است كه از نظر معنا روشنتر باشد و مراد گوينده‌اش را بهتر بيان كند ، و از هر سخنى به فهم شنونده نزديكتر باشد . اگر بيانى از اين مقدار فراتر رود و از گسترهء قدرت انسانها بگذرد و تمام بندگان خدا از آوردن همانند آن ناتوان باشند ، صاحب اين بيان ، حجت خدا و پرچمدار پيامبران است . با توجّه به آنچه بيان شد ، بيانى روشن‌تر و اندرزى رساتر و منطقى فراتر و سخنى شريف‌تر ، از بيانى نيست كه آورندهء آن ، قومى را به مقابلهء با آن دعوت كرد كه تمامشان در آن زمان ، از جملهء استادان فنّ بلاغت و فصاحت و شعر و كهانت بودند . به رغم اينكه هريك از آنها سخن‌سرايى بليغ و شاعرى فصيح و قافيه‌پرداز و
هامش
( 1 ) - به كتاب منهج الزّمخشرى فى تفسير القرآن و بيان اعجازه ، فصل « قضيّة الاعجاز القرآنى » كه مؤلف نوشته مراجعه شود . ( 2 ) -أَ وَ مَنْ يُنَشَّؤُا فِي الْحِلْيَةِ وَ هُوَ فِي الْخِصامِ غَيْرُ مُبِينٍ. ( زخرف / 18 ) .