تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
ظاهر آن ، دمساز باشد و همچنين كتاب خدا داراى فضيلتى باشد كه بر ساير گفته‌ها و بيانات - چنان‌كه در گذشته بيان كرديم - برترى پيدا كند . حال كه مطلب چنين است ، با توجه به ويژگيهاى سخن عرب ، از قبيل ايجاز و اختصار ، گاهى از اظهار مطلبى به مخفى كردن آن و در بعضى حالات از پرگويى به كم گويى بسنده مىكنند و نيز برخى وقتها سخن به اطناب و گاهى با ترديد و زمانى با تكرار ايراد مىشود ، و گاهى بدون كنايه و رمز به اسم تصريح مىشود و گاهى خبر از خاص داده در حالىكه ظاهر عام را مىرساند و زمانى برعكس آن و نيز زمانى به كنايه سخن گفته مىشود كه مراد تصريح است و گاهى از صفت گفتگو مىشود و مراد موصوف است و گاهى برعكس و همچنين گاه چيزى كه در معنا مؤخّر است مقدم آورده مىشود و به‌عكس و نيز از بعضى به بعضى و از محذوف به مذكور اكتفا مىگردد و گاهى آنچه بايد حذف شود ، ذكر مىشود و جز اينها ، بايد براى آنچه در كتاب خدا بر پيامبرش - حضرت محمّد صلى اللّه عليه و إله نازل‌شده ، شبيه و نظيرى در سخن عرب وجود داشته باشد كه ما تمام اين موارد را به حول و قوّهء خداوند در جاى خود مطرح خواهيم كرد . « 1 » طبرى پس از اين بحث اجمالى دربارهء ويژگيهاى عبارات قرآن‌كه بيانگر خصوصيات موجود در ادبيات عرب است ، به شرح و تفسير مىپردازد و پس از آن‌كه عربى بودن اسلوب قرآن را اثبات مىكند ، به اثبات عربى بودن الفاظ مفردهء آن مىپردازد و در اين رابطه در تفسير خود اين فصل را آورده است : « در بيان كلماتى از قرآن‌كه از زبانهاى عربى و غير عربى تركيب يافته است » او نخست اين سؤال را مطرح كرده است كه اگر كسى از ما سؤال كند : شما گفتيد : جايز نيست كه خداوند كسى را مخاطب سازد ، مگر به خطابى كه آن را بفهمد و جايز نيست كه آيينى را به سوى كسى بفرستد ، مگر به زبانى كه آن را درك كند . حال چه مىگوييد دربارهء آنچه محمّد بن حميد رازى . . . از ابو الاحوص از ابو موسى نقل كرده است كه در تفسير :
يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِنْ رَحْمَتِهِ
« 2 » ،
هامش
( 1 ) - تفسير طبرى ، ج 1 ، ص 4 - 6 . ( 2 ) - « تا خدا شما را از رحمتش دو بهره نصيب گرداند . » ( حديد / 28 ) .