تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناهج في التفسير ( شيوه هاى تفسير قرآن كريم ) ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
خود او و نيز آنچه از او صادر مىشود در نظرش زيبا و خوب جلوه كند . يكى از نشانه‌هاى دو بعدى يعنى كلامى و ادبى بودن بحثهاى جاحظ ، اين است كه وقتى اشكال‌كنندگان بر عبارت قرآنى ، طعن مىزنند و مىگويند : قرآن كتاب علم ماده و علم اسلوب است ، بر خود لازم مىداند كه با دو سلاح علم و ادب از قرآن دفاع كند . در بحث از روشهاى سخن گفتن ، نظريهء بىطرفانهء او را دربارهء ايجاز بيان داشتيم . او معتقد است كه سخن طولانى يا كوتاه ، معيار تشخيص ايجاز نيست ، بلكه ايجاز ، سخنى است كه نه آن مقدار حذف داشته باشد كه موجب ابهام معنايى شود و نه از مقدار ضرورت بيشتر باشد . يكى از نمونه‌هاى آميخته شدن ادبيات و منطق ، در سخن جاحظ ، دربارهء تشبيه است . بدين‌ترتيب كه گاهى در چيزى ، اندك شباهتى به چيز ديگرى پيدا مىشود و اين امر ، اين دو چيز را از حدّ و احكام خودشان بيرون نمىكند و نمونه اين موضوع ، در انواعى از تشبيه كه اطراف آنها از موادّ همين جهان هستى مىباشد وجود دارد . نخستين چيزى كه از سخن جاحظ مىفهميم اين است كه بلاغت هرچند با انديشهء كلامى توأم گردد ، به اين معنا نيست كه حقايق كلامى در بلاغت جمع شده است و نيازى به متن ادبى ندارد و نيز جاحظ قواعد منطقى يا فلسفى را در متن ادبى ، ميزان زيبايى سخن قرار نمىدهد و شيفتهء تقسيمات و تفريعات هم نيست ، امّا اين‌كه از نظر جاحظ بلاغت با كلام درهم آميخته است ، مطلب درستى است ، زيرا زمينه ، زمينهء دفاع استدلالى از دين و صحنه ، صحنهء دفاع از دين ، كتاب و حديث است . در اين‌جا بايد پرسيد چرا جاحظ اين روش را در پيش گرفته است ؟ جواب اين است كه او بايد اين روش را در پيش مىگرفت ، زيرا رسالت معتزله ، دفاع از متن قرآن در چهارچوب دين اسلام و در محدودهء برداشت معتزله از اصول آن است . بنابراين ، تحقيقات بلاغى وسيله‌اى است براى اين‌كه عبارتها و استدلالها در بهترين صورتهاى ادبى ساخته شود تا بر دلها اثر بگذارد و نيز ابزار دفاع از متونى مىباشد كه نشانگر روشها و اسلوبهاى عربى است . مطلب دومى كه از سخنان جاحظ مشاهده مىكنيم ، نوسان اصطلاحات بيانى