5 - امالى ج 1 ص 308 ورقه بن نوفل بخديجه دختر خويلد همسر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سفارش كرده گفت دختر برادرم ! با نادان به بحث مپرداز و نه با دانشمند زيرا نادان ترا خوار مىكند و اگر با عالم به بحث پرداختى از علم خود ترا مانع مىشود كسى بوسيله دانشمندان سعادتمند مىشود كه پيرو آنها باشد .
دختر ، از همنشينى با احمقى دروغگو بپرهيز زيرا او تصميم ميگيرد به تو سودى برساند زيان مىرساند . و دور را برايت نزديك و نزديك را دور جلوه ميدهد اگر به او اعتماد كنى خيانت مىكند اگر او به تو امانت سپارد توهين مىكند و اگر جريانى را برايت بگويد دروغپردازى مىكند . و اگر برايش چيزى را نقل كنى تكذيبت مىكند تو نسبت به او همچون سرابى خواهى بود كه تشنه خيال مىكند آب است وقتى جلو مىآيد چيزى را نمىبيند .
بدان كه جوان خوشاخلاق كليد خير و بند و قفل شر است و جوان بداخلاق قفل نيكى و كليد شر است بدان وقتى آجر بشكند تكه تكه نميشود و دو مرتبه خاك نخواهد شد ( منظور اينست كه اصالت لازم است ) .
6 - مسروق گفت يكى از اصحاب اين دو شعر را برايم خواند :
اجعل تلادك في المهم من الامور اذا اقترب * حسن التصبر ما استطعت فإنه نعم السبب
لا تسه عن ادب الصغير و ان شكى الم التعب * ودع الكبير لشأنه كبر الكبير عن الادب
لا تصحب النطف المريب فقر به احدى الريب * و اعلم به آن ذنوبه تعدى كما يعدى الجرب
سرمايه خود را در كارهاى مهم وقتى برخورد كردى شكيبائى و تحمل قرار بده تا ميتوانى كه بهترين وسيله رسيدن بهدف مبادا از تعليم و تربيت فرزندان كوچك فراموش كنى گرچه از رنج تربيت آزرده شود آدم بزرگ را رها كن ديگر او با بىادبى بزرگ شده .
با آدمهاى مشكوك و بىبند و بار مصاحبت مكن كه نزديك شدن به آنها خود يك ريب و آلودگى است و متوجه باش كه گناهان آنها مسرى است مانند بيمارى گرى كه سرايت مىكند .
7 - خصال ج 1 ص 5 : حضرت صادق ( ع ) فرمود حكيمى از پى حكيم ديگرى