تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
باشد ، بايد بجستجوى او بيشتر از طلاى قرمز باشى من به تو سفارش ميكنم كه اگر به آن عمل كنى خير دنيا و آخرت را بدست مىآورى . نباش از كسانى كه اميد آخرت دارند بدون عمل و توبه را تاخير مياندازند بواسطه آرزوى دراز . در دنيا سخن از زهد ميگويند و عمل را براى جمع‌آورى دنيا چون مشتاقان ميكنند اگر به او بدهند سير نميشود و اگر مانع او شوند قانع نميگردد . از شكر نعمتى كه به او داده‌اند ناتوان است و پيوسته طالب افزايش است امر مىكند بكارى كه خود انجام نميدهد . صالحان را دوست دارد اما از اعمال آنها پيروى نميكند از تبهكاران بيزار است اما او خود يكى از آنها است . ميگويد كار نكرده‌ام خسته ميشوم بنشينم و اميدوار باشم او اميد مغفرت دارد با اينكه عادت به معصيت كرده آنقدر عمر كرده كه بايد در اين مدت متوجه شود ، راجع بگذشته ميگويد اگر كار كرده بودم و رنج برده بودم حالا برايم ذخيره‌اى بود و در آينده نيز به معصيت خدا مىپردازد بدون باك و انديشه . و اگر بيمار شود پشيمان مىشود از عمل نكردن اگر صحيح و سالم باشد مطمئن و مغرور است و عمل را بتاخير مياندازد . در سلامتى به خود مىبالد وقتى گرفتار شد مأيوس مىشود اگر دل ببندد بزهكار است و اگر دست بگشايد نابود مىشود نفس او را مغلوب خيال كرده ولى توجه به مسائل يقين ندارد ( مرگ و آخرت ) به مقدارى از روزى كه برايش ضمانت شده مطمئن نيست و قانع به آنچه نصيب اوست نخواهد بود تا به پا ندارندش دل نمىبندد و به پا نميخيزد براى كارهاى خوب اگر ثروتمند باشد متكبر مىشود و اگر فقير شود نااميد طالب افزايش نعمت است بدون شكر و از دست ميدهد چيزهائى را كه اهميتش بيشتر است . از مرگ بدش مىآيد بواسطه بديهاى خود و از گناه دست نميكشد در زندگى اگر دچار شهوت شود بخطاكارى ميرود بعد آرزوى توبه مىكند . اما اگر كارى از امور آخرت پيش آيد رها مىكند در موقع درخواست چنان علاقمند است ولى موقع كار بسيار تنبل ، او اعتماد به طول زندگى خود دارد اما در عمل كوتاهى مىكند در كارهاى دنيا چيست و چالاك است . خيلى توجه به مريضى دارد اما وقتى خوب شد مشغول گناه مىشود و كناره‌گيرى ندارد از مرگ ميترسد اما از فوت شدن وقت هراسى ندارد ميترسد براى ديگران به كمترين گناه خود و اميدوار است براى خود بدون عمل بر