دور و دراز را تا وقتى راهنما و زاد و توشه وجود دارد بپيمائيد و تا وقتى چراغ هست از راه تاريك بگذريد .
از گنجهاى نيكوكارى كه در اختيار پارسايان است جمعآورى كنيد و با آنها در كارهاى نيك و اعمال خوب شركت نمائيد و كاملا پيرو آنها شويد و يار و ياورشان باشيد و هماهنگى با آنها بكنيد تا با شما بملكوت نور فرود آيند و از نور استفاده كنيد واجبات را بجا آوريد مبادا دل ببنديد به دنيا و شراب خورى و شهوت رانى با زنان و كارهاى زشت كه موجب هلاك روح و بدن مىشود از تعصبهاى ناروا و دشمنى و سخن چينى بپرهيزيد و هر چه مايل نيستيد نسبت بشما انجام دهند به هيچ كس روا نداريد پاكدل و خوشنيت باشيد تا هنگام مرگ در طريق خدا و راه مستقيم قرار گيريد .
بعد از سرزمين سولابط خارج شد و بشهرها و سرزمينهاى زيادى رفت تا رسيد به محلى بنام كشمير در آنجا وارد شد و مردهها را زنده كرد و در همان جا بود تا مرگ بسراغش آمد پيكر را رها كرد و بجانب نور بلند شد قبل از مرگ شاگرد خود را به نام يابد كه خدمتكاريش را به عهده داشت خواست مردى كامل بود و اطلاعات كافى داشت به او وصيت كرد و گفت من به زودى از دنيا ميروم . واجبات را انجام دهيد و منحرف از حق نشويد و عبادت از پيش گيريد و به او سفارش كرد برايش مقبرهاى بسازد آنگاه پاهاى خود را دراز كرد و سر بجانب مغرب و صورت به طرف مشرق گرفت و از دنيا رفت .
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٩١