در بين راه برخورد كرد به گوشت گنديدهاى پر از كرم و بدبو ، گفت خدا دستور داده از اين فرار كنم فرار كرد در بازگشت در خواب به او گفتند آنچه به تو دستور داده بوديم انجام دادى اما ميدانى فلسفه آن كارها چه بود گفت نه ، به او گفتند :
آن كوه خشم و غضب بود وقتى شخص خشمگين مىشود خود را نمىبيند و از خود فراموش مىكند بواسطه عظمت غضب وقتى خود را نگهداشت و مقام خويش را يافت و غضبش فرونشست مانند يك لقمه خوشمزه است كه مىخورد اما طشت عمل صالح بود وقتى بنده آن را بپوشاند و پنهان نمايد خداوند آشكارش مىكند تا او را بدين وسيله بيارايد باضافه ثوابى كه در آخرت به او ميدهد .
اما پرنده او مردى است كه نصيحتى به تو مىكند آن را بپذير و نصيحتش را به گوش گير .
عقاب شخصى است كه پيش تو براى حاجت و نيازى مىآيد آن را رد نكن و مأيوس مگردان ، اما گوشت بد بو غيبت و بدگوئى پشت سر مردم است كه از آن بايد بگريزى .
2 - امالى مجلس هشتاد و هشتم ص 361 سمندى گفت از حضرت صادق ( ع ) شنيدم ميفرمود چنان بنى اسرائيل گرفتار قحط و غلا شدند كه قبرها را ميشكافتند و مردهها را بيرون آورده ميخوردند . يك قبر را شكافتند درون آن لوحى يافتند كه نوشته بود من فلان پيامبرم قبر مرا يك مرد حبشى شكافت : آنچه از پيش فرستاديم به آن رسيديم و آنچه خورديم بهرهمند شديم و هر چه گذاشتيم زيان كرديم .
3 - خصال ج 1 ص 113 صالح باسناد خود نقل مىكند كه فرمود چهار چيز است كه كم آن زياد است آتش كم زياد است ، خواب كمش زياد است مرض نيز كم آن زياد است دشمنى و عداوت كمش زياد است .
4 - امالى ج 1 ص 185 ابى فرات گفت در كتاب وهب بن منبه ديدم كه در اول كتاب نوشته بود اين مطالبى است كه حكما در كتب خود نوشتهاند ، كوشش در عبادت خدا سودمندترين تجارتها است و هيچ مالى پرثمرتر از عقل نيست و هيچ فقرى دشوارتر از جهل ، ادبى كه از آن بهرهمند شوى بهترين ميراث است و حسن خلق بهترين رفيق و توفيق بهترين رهبر و هيچ پشتيبانى محكمتر از مشورت نيست و هيچ وحشتى ترسناكتر از خودپسندى متكبر را با ثناگوئى و تعريف به طمع ميانداز .
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 393
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٩٣