براى تو نسبت به پدرت گويند در زمانهاى پيش پادشاهى بوده بسيار دانشمند مهربان و سياستمدار كه عدالت را ميان مردم برقرار ميكرده مدتها با بهترين وضع زندگى كرد و بعد از دنيا رفت . ملت از مرگ او سخت ناراحت شدند همسرش حامله بود .
منجمين و كاهنان پيشبينى كردند كه فرزندش پسر است ، امور مملكت را همان متصديان قبلى به عهده داشتند . سخن منجمان صحيح درآمد و پسرى براى او متولد شد يك سال مردم بشادى و لهو و لعب و اطعام پرداختند اما دانشمندان و علماى دين و خداشناسان بمردم گفتند اين مولود لطف خدا بود ولى شما شكر و سپاسگزارى را به غير داديد اگر غير خدا اين مولود را داده بود حق او را پرداخت كرديد و سپاسش را داشتيد . مردم گفتند جز خدا كسى نبخشيده و ما سپاس غير او را نداشتهايم .
علماء گفتند اگر خدا بخشيده پس چرا شما دشمن او را خشنود كرديد و خدا را بخشم درآورديد مردم گفتند بما بگوئيد و راهنمائى كنيد تا از شما پيروى كنيم و سخن شما را بپذيريم . علما گفتند ما نظرمان اينست كه آن لهو و لعب و ساز و نوازى كه در راه خشنودى شيطان به كار برديد جبران كنيد در جستجوى رضاى خدا شويد و سپاسگزارى او را در رابطه با اين نعمتى كه ارزانى داشته بداريد چند برابر سپاس شيطان را كه داشتيد ، تا خداوند از خطاى شما درگذرد .
مردم گفتند ما قدرت كارى كه شما دستور ميدهيد نداريم . گفتند نادان مردم چگونه اطاعت كرديد كسى را كه حقى بر شما نداشت و مخالفت كرديد با كسى كه حق بر شما دارد و بر كار ناشايست قدرت داشتيد اما بر كار شايسته قدرت نداريد ؟
در پاسخ دانشمندان گفتند ما عادت به شهوترانى و خوشگذرانى كردهايم به همين جهت براى ما كارى كه پيشنهاد ميكنيد دشوار مىآيد ، خوب است از ما به همين قناعت كنيد كه كمكم برگرديم و اين كار سنگين را بما تحميل نكنيد .
گفتند عجب مردمان نادان و گمراهى هستيد اعمالى كه موجب شقاوت شما ميشد برايتان دشوار نبود حالا اعمالى كه موجب سعادت شما مىشود براى شما دشوار مىآيد مردم در پاسخ آنها گفتند ما از سرزنش شما پناه بآمرزش خدا مىبريم و چنگ به عفو و بخشش او مىزنيم ما را سرزنش و عيبجوئى نكنيد بواسطه ضعف و نادانى ما اطاعت خدا را از پيش ميگيريم و معتقد بعفو و چند برابر كردن حسنات از جانب
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧٢