او هستيم . يا در راه بندگى او چنان كوشش ميكنيم كه در راه هواى نفس جديت داشتيم . خدا ما را بهدفمان مىرساند و بر ما رحم مىكند همانطور كه ما را آفريده ، دانشمندان سخن آنها را پذيرفتند ، مردم شروع به نماز و روزه كرده و يك سال به پرداخت صدقه مشغول شدند . پس از اين عمل كاهنان گفتند اين عملى كه مردم در رابطه با اين مولود انجام دادند شاهد آن است كه اين پادشاه تبهكار خواهد بود و نيكوكار مىشود و ستمگر است متواضع مىشود و بدكار است بعد نيكوكار مىشود .
منجمان نيز همين حرف را زدند . مردم پرسيدند به چه دليل اين حرف را ميزنيد . كاهنان گفتند بواسطه لهو و لعب و كارهاى باطلى كه براى او انجام داديد و اعمال شايستهاى كه بعد بجا آورديد منجمان گفتند ما بواسطه استقامت زهره و مشترى گفتيم كه اين سير بيك عظمت و بزرگى بىنظير ميرسد و تكبرى كم يافت و ستمى طاقت فرسا مىكند ، در حكومت و داورى ظلم و ستم روا ميدارد و محبوبترين مردم نزد او كسى است كه موافق كارهايش باشد و ناپسندترين مردم شخصى است كه مخالف كارهايش باشد . و مغرور بجوانى و سلامتى و نيرو و پيروزى مىشود و سر حال از شادى و خودخواهى است به جهت اين موقعيت و قدرتى كه در خود مىبيند و هر چه آرزو دارد به آن ميرسد بالاخره اين پادشاه به سى و دو سالگى رسيد ، بعد زنان خود را كه دختران پادشاهان بودند با پسران و كنيزان و دختران و سپاهيان زيبا و انواع وسائل سوارى باارزش و خدمتكاران زن و مرد را جمع كرد و به آنها دستور داد تازهترين لباسهاى خود را بپوشند و با بهترين آرايش خود را بيارايند و دستور داد مجلسى ترتيب دهند در قسمت شرقى شهر و زمين آن را به طلا فرش كنند و جواهر آگين نمايند به طول ( تقريبى ) هفتاد متر و عرض 35 متر ديوارها و سقف آن را آئين بندند كه با بهترين جواهرات و مرواريدها آراسته شود حواله داد از خزينه مبالغ زيادى صرف و خرج اين مجلس كنند و جلو مجلسش را به بهترين سفرهها بيارايند .
دستور داد سپاهيان و فرماندهان و نويسندگان و دربانان و بزرگان مملكت و دانشمندان با بهترين لباسها خود را بيارايند سواران با سلاحهاى مخصوص سوار بر مركب و در محل و مراكز مخصوص خود بايستند .
منظورش اين بود كه با ديدن اين همه قدرت و جلال خود شاد و خوشحال شود
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 373
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧٣