كامل گرديده و برگشت به طرف خدا نمىكند و تا جايى كه ميتواند شهوترانى مينمايد و پيوسته اشتغال به اين كارها دارد و دل به آن بسته سعادت را همين شهوترانى ميداند و گذشت شبانهروز بر شدت علاقهاش ميافزايد و بيشتر موجب فريبندگى او مىشود و براى مردم نيز همين را ميخواهد چنان فريب خورده كه به ياد آخرت نيست و فراموش از آن نموده و نسبت بآخرت بىاهميت و سهلانگار است بواسطه نيت بدى كه دارد و سخت مخالف كسانى است كه متدين هستند كه از ترس او حق را مىپوشانند و خود را مخفى ميكنند باميد فرج كه از چنگال ظلم و ستم و دشمنى او آسوده شوند آيا چنين كسى اگر عمرى طولانى پيدا كند اميد هست كه دست از كارهاى خويش بردارد و راه به حق و حقيقت بيابد و متوجه دين شود و از گناهان گذشته او بگذرند و در آينده بمغفرت و ثواب نائل آيد .
حكيم گفت تمام اين مشخصات را فهميدم منظورت از اين سؤال چيست ؟ پسر پادشاه گفت از تو كه داراى اين فضل و دانش هستى بعيد نمىشمارم كه جوابم را در مورد اين سؤال مشكل بدهى .
بلوهر در پاسخ او گفت اين مشخصات مربوط به پادشاه است و سؤال تو بواسطه شدت علاقهايست كه به او دارى مىترسى دچار عذاب خدا شود آن عذابى كه وعده بچنين اشخاصى داده و مايلى ثواب و پاداشى را كه خداوند آماده كرده براى نيكوكاران نصيبش نمايد ، چون خداوند حق او را بر تو واجب كرده . چنين خيال ميكنم كه بهر وسيلهاى هست عذرى برايش بتراشى تا از اين بلاى عظيم و عذاب دائم كه پايانپذير نيست او را آسوده و راحت كنى و بسلامتى و آسايشى ابد در ملكوت آسمان برسد .
پسر پادشاه گفت تمام منظور مرا بيان نمودى اينك راى خود را در اين باره بيان كن كه ميترسم مرگش فرارسد و دچار پشيمانى و اندوه گردد كه ديگر نتوانم چارهاى بيانديشم مرا راهنمائى كن و مرا رهائى بخش كه سخت غمگين و خيلى به اين مطلب علاقه دارم و نميدانم چه چارهاى بيانديشم .
حكيم گفت نظر من اينست كه هيچ مخلوقى تا وقتى زنده است از رحمت خدا دور نيست و مايوس از بخشايش نسبت به او نيستم گرچه ستمكار و ياغى و گمراه باشد چون خداوند خود را برحمت و رافت و بخشايش ستوده و همان ايمان و استغفار و توبهاى كه به آن امر كرده راهنماى به اين مطلب است و اين مايه اميدوارى زيادى است
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٧١