كارهاى دينى خود را بتاخير اندازد .
پرسيد كداميك از مردم صالحترند ؟ گفت كسى كه عقل كاملترى دارد و عاقبت در كارها بينش بيشتر و كاراتر در خصومت و پرهيزكارتر از دشمنان . گفت بگو ببينم آن عاقبت چيست و آن دشمنان كيانند كه عاقل بايد آنها را بشناسد و از ايشان برحذر باشد ؟ گفت عاقبت همان آخرت است و رنج دنيا گفت دشمنان كيانند ؟
گفت حرص ، غضب ، حسد تعصب بىجا و شهوت ، ريا و لجاجت .
گفت از اينها كه نام بردى كداميك بيشتر انسان را گرفتار ميكنند ؟ گفت حرص كه حريص كمتر راضى است و سخت خشمگين است و غضب قدرت زياد دارد و كمتر سپاسگزار است و موجب خشم . حسد از نيت خوب انسان را بازمىدارد و بدگمان مىكند . تعصب موجب لجاجت سخت و معصيت شديد مىشود . كينهتوز آتشافروزتر و كمرحمتر و سختگيرتر است و ريا بيشتر موجب نيرنگ و مخفىتر و دروغگوترين صفات است . لجاجت دشمن برانگيزتر و پوزش ناپذيرترين صفات است .
گفت كداميك از دامهاى شيطان در انسان بيشتر مؤثر است ؟ گفت انسان را از شناخت خوب و بد و ثواب و عقاب و عاقبت شهوترانى غافل كند . پرسيد چه نيروئى خداوند بمردم داده كه بمبارزه با كارهاى زشت و اعمال ناپسند برخيزند ، جوابداد علم و عقل و عمل به آن دو و خوددارى از شهوترانى و اميد پاداش در دين و پيوسته به ياد زوال دنيا بودن و نزديكى اجل و سعى كردن كه باقى را به چيزى كه فانى است از دست ندهد و پند بگيرد از گذشته ايام و قدردانى از چيزهائى كه جز از دانايان نميتوان بدست آورد . عادت نكردن به كار بد و عادت نمودن به كار خوب و اخلاق پسنديده و اينكه آرزويش معادل زندگيش باشد تا به آخر برسد اين است قناعت . به مقدار كافى راضى و خشنود بودن . و از قضاى خدا سرپيچى نكردن و شناخت رنج و ناراحتى كه در سختگيرى هست و بهرهمند نشدن از آرزو كه در افراط وجود دارد . خوب شكيبا باشد نسبت به آنچه از دست رفته و آسوده خاطر باشد نسبت به آن و خود را به چيزى كه انجام مىشود سرگرم نكند و در مورد كارهائى كه با آن برخورد مينمايد تحمل داشته باشد . و رستگارى را بر گمراهى ترجيح دهد و به خود بقبولاند كه در مقابل كار خوب پاداش ميگيرد و در مقابل كار بد كيفر و حدود حقوق تقوى را بشناسد و خيرخواه باشد و خوددار از هواپرستى و شهوترانى دور بدارد و كارها را با دقت و دورانديشى و نيرو انجام دهد اگر دچار گرفتارى و
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 369
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦٩