ستمكارترين آنها كسى است كه ستم خود را عدالت مىبيند و عدالت ديگران را ستم زيركترين مردم كسى است كه از زندگى دنيا وسائل و تجهيزات آخرت را آماده كند و احمقترين مردم كسى است كه فقط بفكر دنياى خويش است و پيوسته آلوده بگناه . سعادتمندترين مردم كسى است كه عاقبت بخير شود و شقاوتمندترين آنها كسى است كه عاقبت مشمول خشم خدا شود .
سپس افزود : هر كه مردم را پيرو عقائدى كند كه هلاك شوند مورد خشم خدا است و بر خلاف رضايت خدا عمل كرده و هر كه مردم را پيرو عقائدى نمايد كه به صلاح آنها است مطيع خدا و در راه رضاى او حركت نموده بعد گفت مبادا كار خوبى را زشت شمارى گرچه بين تبهكاران آن را مشاهده كنى و مبادا كار زشتى را خوب شمارى گرچه ميان نيكان معمول باشد .
سپس از او پرسيد بگو ببينم كدام دسته از مردم به سعادت سزاوارترند و كدام بشقاوت ؟ بلوهر گفت سزاوارترين مردم بسعادت كسانى هستند كه اطاعت امر خدا را ميكنند و از نهى او مىپرهيزند و سزاوارترين مردم به شقاوت معصيتكاران و شهوت پرستان هستند گفت چه كسى از همه مطيعتر است براى خدا ؟ گفت كسى كه بيشتر تابع امر او و نيرومندتر در دين خدا و دور تر از معصيت باشد .
گفت كارهاى نيك و كارهاى زشت چه چيزها هستند ؟ گفت كارهاى نيك نيت صحيح و عمل و سخن خوب و عمل صالح است و كارهاى زشت نيت بد و عمل بد و گفتار زشت است . پرسيد نيت صادق چيست ؟ گفت در همت ميانهرو بودن . سؤال كرد گفتار زشت چيست ؟ جوابداد دروغ . گفت پس كار بد چيست ؟ گفت مخالفت خدا گفت بگو ببينم ميانهروى در همت چگونه است ؟ گفت متوجه بودن نسبت بفنا و زوال دنيا و از بين رفتن آن و خوددارى از كارهائى كه در آخرت مبتلا بكيفر و عذاب مىشود .
گفت سخاوت چيست ؟ گفت دادن مال را در راه خدا . پرسيد كرم چيست ؟
گفت پرهيزكارى . پرسيد بخل چيست ؟ جوابداد جلوگيرى حق مردم و بدست آوردن مال از راه نامشروع . پرسيد حرص كدام است . گفت اعتماد به دنيا و تمايل بكارهائى كه موجب فساد است و نتيجه آن عذاب آخرت گفت راستگوئى چيست ؟ گفت راهى است در دين كه شخص خود را نفريبد و نه بخويش دروغ بگويد گفت حماقت چيست ؟ جوابداد اينكه بخويشتن دروغ بگويد و پيوسته اسير هواى نفس باشد و
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 368
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٦٨