تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كه در باره دوست بدم نموده‌ام . بلوهر گفت دوست اول مال و دوست دوم خانواده و فرزند و دوست سوم عمل صالح است . پسر پادشاه گفت اين يك مطلب واضح و آشكارى است بيش از اين برايم مثل بزن راجع به دنيا و فريبندگى آن و گولى كه مردم در رابطه با دنيا ميخورند . بلوهر گفت شهرى بود كه هر سال شخص غريبى را مىافتند و او را پادشاه خويش ميكردند براى مدت يك سال او خيال ميكرد اين سلطنت دوام دارد چون نسبت به كار آنها اطلاعى نداشت . پس از پايان سال او را لخت و عريان از شهر خارج ميكردند دچار گرفتارى و رنج و بلائى ميشد كه هرگز گمان نمىكرد . آن پادشاهى يك ساله نيز بيشتر سبب رنج و گرفتارى و مصيبت و آزارش شده بود . بالاخره اهالى شهر سالى مرد غريبى را بعنوان سلطان تعيين كردند وقتى پادشاه جديد خويش را ميان آنها غريب يافت بايشان دلبستگى نداشت و با آنها مانوس نشد بجستجوى يكى از همشهريان خود شد كه اطلاع از كار آنها داشت . بالاخره يك نفر را پيدا كرد . همشهريش اسرار آنها را براى او توضيح و راهنمائيش كرد كه از اموالى كه در اختيار دارد هر چه بيشتر و بهتر را بفرستد به آن محلى كه بعد از اين شهر به آنجا اخراجش ميكنند تا وقتى خارجش كردند دچار نكبت و بدبختى نشود بواسطه اموالى كه از پيش فرستاده آنچه همشهريش گفته بود انجام داد و سفارش او را به كار بست بلوهر گفت من اميدوارم تو آن شخص باشى اى پسر پادشاه كه با غريبان انس نگيرى و به سلطنت فريفته نشوى و من همان همشهرى تو باشم كه در جستجويم بوده‌اى اينك تو را راهنمائى ميكنم و از اسرار و رموز و كمك هر چه در اختيار من هست از تو دريغ ندارم . پسر پادشاه گفت راست ميگوئى حكيم . من همان مرد هستم و تو نيز همشهرى منى كه در جستجويش بوده‌ام اينك برايم آخرت را توصيف كن بطور كامل در مورد دنيا بجان خود سوگند ياد ميكنم هر چه گفتى صحيح و درست بود و خود تجربه كرده‌ام كه فناپذير است و علاقه‌اى به آن ندارم و پيوسته برايم بىارزش بوده . بلوهر گفت : پسر پادشاه ، بىعلاقگى به دنيا كليد علاقه بآخرت است هر كه در جستجوى آخرت باشد و درب آن را بيابد داخل ملكوت آخرت مىشود . چگونه
بحار الأنوار ( ج 75 ) ( مواعظ امامان ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 348 | العلامة المجلسي / موسى خسروى