روزى فرما . حماد گفت : همين كه قيد كرد پنجاه سال فهميدم بيش از پنجاه سال حج نخواهم گزارد .
حماد گفت : هم اكنون چهل و هشت حج بجاى آوردهام ، اين خانه من است كه بدعاى آن آقا نصيبم شده و زنم پشت پرده صدايم را ميشنود و اين فرزند و اين كنيز من است تمام آنچه دعا كرد نصيبم شد .
بعد از آن دو سال ديگر به حج رفت تا پنجاه سال تمام شد . بعد در سال پنجاه و يك كه عازم مكه بود و همسفر با ابو العباس نوفلى شد وقتى به محل احرام رسيد رفت غسل كند براى احرام بستن سيلى در دره جارى شد او را برد و غرق شده از دنيا رفت قبل از اينكه حج پنجاه و يكم را انجام دهد و در سيّاله كه اولين منزل از مدينه به مكه است دفن شد .
خرايج : امية بن على قيسى گفت : من و حماد بن عيسى رفتيم خدمت موسى ابن جعفر عليه السّلام تا وداع كنيم براى سفر حج ، فرمود : امروز حركت نكنيد تا فردا صبر كنيد وقتى از خدمت آن جناب خارج شديم حماد گفت : من نمىتوانم بمانم زيرا بارهايم را بردهاند . گفتم : من ميمانم . حماد رفت آن شب سيلى آمد حماد غرق شد و در سياله دفن گرديد .
بصائر : يعقوب بن ابراهيم جعفرى گفت : از ابراهيم بن وهب شنيدم كه ميگفت : براى ديدن حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام بعريض رفتم ( محلى است در نزديكى مدينه ) رسيديم بقصر بنى سراة ( كه نزديك عريض است ) همين كه از دره پائين رفتم صدائى شنيدم كه صاحب صدا ديده نميشد ميگفت : ابو جعفر دوست تو كه مايلى او را ببينى در پشت قصر بنى سراة است نزديك سدّ سلام مرا به او برسان .
نگاه كردم كسى را نديدم باز همان صدا تكرار شد تا سه مرتبه از ترس موى بر بدنم راست شد .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 43
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٣