تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
بصائر - صفوان گفت : به حضرت رضا عرضكردم : روايت كرده‌اند از قول شما كه مردى گفته است خبر مرگ پدر خود را از سعيد شنيده‌ايد فرمود : صحيح ولى سعيد خبرى كه آورد من قبلا آن را ميدانستم . مختصر بصائر - ص 6 - يكى از اصحاب گفت : به حضرت رضا عليه السّلام عرض كردم امام ميداند چه وقت ميميرد فرمود : آرى ، خداوند به او اعلام مىكند تا در كارهاى مورد نياز خود عجله كند عرضكردم حضرت موسى بن جعفر از خرماى زهرآلود و ريحان مسمومى كه يحيى بن خالد فرستاده بود اطلاع داشت ؟ فرمود : آرى . گفتم : پس چرا خورد با اينكه ميدانست مسموم است ؟ فرمود : خداوند او را فراموشاند تا آنچه بايد انجام شود . مختصر بصائر - ابراهيم بن ابى محمود گفت : عرضكردم امام ميداند چه وقت ميميرد فرمود : آرى . عرضكردم پدرت وقتى يحيى بن خالد خرما و ريحان مسموم فرستاد اطلاع داشت ؟ فرمود : آرى گفتم با اينكه ميدانست مسموم است آن را خورد در قتل خود شركت كرده فرمود : قبل از خوردن نميدانست ولى جلوتر اطلاع دارد تا در كارهاى مورد نياز خود عجله نمايد . توضيح : آنچه در اين دو خبر ذكر شده يكى از وجوهى است كه ميتوان جمع كرد بين علم ائمه بعاقبت كار خود و چيزهائى كه موجب از بين بردن آنها مىشود و بين اينكه جايز نيست خود را بورطه هلاك اندازد . با قطع نظر از اين خبر ميتوان بوجه ديگرى نيز توجيه كرد كه پرهيز از ورطه هلاكت در مورد كسانى است كه تمام مقدرات حتمى را مطلع نيستند و گر نه موجب مىشود كه هيچ پيش‌آمد ناراحت‌كننده‌اى براى آنها اتفاق نيافتد و اين نيز غير ممكن است . احكام شرعى ائمه عليهم السّلام مربوط بعلم ظاهرى است نه بعلم الهى همان طورى كه احوال آنها در تمام امور بر خلاف وضع ما است تكليف آنها نيز با تكليف ما فرق دارد ، با اينكه ميتوان گفت آنها ميدانستند اگر اين نحو كشته شدن را نپذيرند