تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
بياندازد و خون‌ريزى كند ، دستور داد امام را از مسجد گرفتند همين كه پيش هارون آوردند او را در زنجير كرد دو محمل از خانه هارون خارج شد كه موسى ابن جعفر عليه السّلام در يكى از آنها قرار داشت با هر كدام از دو محمل گروهى از سپاهيان را فرستاد ، يكى را به طرف بصره روانه كرد كه موسى بن جعفر ميان همان بود و ديگرى را به طرف كوفه تا مردم متوجه نشوند امام را بكجا فرستاد . يكى كه موسى بن جعفر را به طرف بصره برد سفارش كرد بعيسى بن جعفر بن منصور فرماندار بصره تحويل دهد يك سال در زندان او بود . عيسى بن جعفر بن منصور براى هارون نوشت كه موسى بن جعفر را از من بگير بهر كس ميخواهى بسپار اگر نه من او را آزاد ميكنم خيلى كوشش كردم كه بر او ايرادى بگيرم نتوانستم بطورى كه گوش ميدادم شايد در دعايش به تو يا من نفرين كند ديدم دعا فقط براى خود مىكند طلب مغفرت و رحمت مينمايد يك نفر را فرستاد او را تحويل گرفت و در بغداد پيش فضل بن ربيع زندانى كرد ، مدتى در زندان فضل بن ربيع بود هارون از او ميخواست كه خواسته‌اش را انجام دهد فضل امتناع مىورزيد . نوشت او را بفضل بن يحيى تحويل دهد . فضل تسليم او نمود هارون از فضل بن يحيى نيز خواست او هم موافقت نكرد هارون شنيد كه موسى بن جعفر در زندان فضل بن يحيى آسوده و راحت است . هارون آن موقع در رقه بود . مسرور خادم را بوسيله چاپار و پست فرستاد به بغداد او را امر كرد كه فورى پيش موسى بن جعفر عليه السّلام برود و وضع او را مشاهده كند اگر وضع به همان طور بود كه بهارون گزارش داده‌اند نامه‌اى كه در اختيار اوست به عباس بن محمّد برساند و از او بخواهد طبق نامه عمل كند و نامه ديگرى نيز براى سندى ابن شاهك نوشته بود كه از عباس اطاعت كند . مسرور وارد شد و به خانه فضل بن يحيى رفت هيچ كس اطلاع نداشت براى چه آمده ، بعد خدمت موسى بن جعفر رسيد ديد همان طورى است كه برشيد گزارش داده‌اند همان دم پيش عباس بن محمّد و سندى رفت هر دو نامه را به آنها رسانيد .
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 212 | العلامة المجلسي / موسى خسروى