پرداخت ميكنم و كارهايت روبراه ميكنم على به اين سخنان توجهى نكرد موسى بن جعفر عليه السّلام به او فرمود : متوجه باش فرزندان مرا يتيم نكنى سيصد دينار و چهار هزار درهم به او داد .
همين كه رفت روى بحاضرين نموده فرمود : به خدا سعى در ريختن خون من خواهد كرد و بچههايم را يتيم مىكند گفتند : فدايت شويم با اينكه شما ميدانى چه مىكند باز به او پول ميدهى و كمك ميكنى ؟ ! فرمود : پدرم از آباء گرام خود از رسول خدا نقل كرد كه فرمود : وقتى خويشاوندى قطع شود بعد خويشاوند صله رحم كند عمر آن خويشاوند قطع خواهد شد .
على بن اسماعيل پيش يحيى بن خالد رفت يحيى اسرار موسى بن جعفر را از او جستجو كرد و بهارون اطلاع داد از خود نيز اضافه كرد . گفت : از شرق و غرب براى او پول مىآوردند چند بيت المال دارد باغستانى را سى هزار دينار طلا خريد كه آن را يسيره ناميد ، صاحب باغ گفت : من اين سكه را نميخواهم برايم از نوع سكه فلان بده . دستور داد آن پول را بخزانه برگردانند و سى هزار دينار از نوعى كه معين كرده بوده برايش آورد . تمام اين سخنان را بهارون گفت .
هارون دستور داد به او دويست هزار درهم بدهند حواله داد كه فرماندار يكى از شهرستانها بپردازد خودش استان شرق را پذيرفت . فرستادههاى او رفتند براى تحويل گرفتن پول . يك روز وارد مستراح شد براى قضاى حاجت يك مرتبه نالهاى كرد و تمام رودههايش بيرون آمد روى زمين افتاد هر چه كردند رودههايش را برگردانند ممكن نشد گرفتار اين درد شد پولها را آوردند در هنگامى كه جان ميداد وقتى از آوردن پول اطلاع دادند گفت : ميخواهم چه كنم وقتى من در حال مرگ هستم .
همان سال هارون عازم حج شد ابتدا به زيارت قبر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رفت در حرم پيغمبر عرضكرد : يا رسول اللَّه من از تو عذر ميخواهم از تصميمى كه در باره موسى بن جعفر گرفتهام ميخواهم او را زندانى كنم او تصميم دارد بين مردم اختلاف
بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 211
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢١١