تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧

بخش هشتم مناظرات هشام بن حكم در باره امامت و ابتداى زندگى امام و انتهاى حيات آن جناب تا وفاتش

رجال كشى : يونس بن عبد الرحمن گفت يحيى بن خالد برمكى از هشام بن حكم ناراحت بود زيرا شنيده بود او بر فلاسفه خورده ميگيرد . مايل بود از او پيش هارون سعايت كند تا وادار شود بكشتن هشام و هارون حرفهائى كه از هشام شنيده بود به او علاقه‌اى پيدا كرد . زيرا روزى هشام سخنى در حضور يحيى بن خالد در باره ارث پيغمبر گفت : كه يحيى وقتى آن را براى هارون نقل كرد خوشش آمد و قبل از اين يحيى نمى - گذاشت هارون عقيده هشام را متوجه شود و گاهى نيز اگر تصميم بآزار هشام داشت او را منصرف ميكرد . همين علاقه هارون بهشام يكى از جهاتى بود كه يحيى بن خالد را برانگيخت تا از هشام برگردد بالاخره بهارون گفت : كه هشام شيعه است . گفت يا امير المؤمنين من چنين كشف كرده‌ام كه هشام معتقد است خداوند در روى زمين حجت و امامى غير از تو دارد كه اطاعت او واجب است ما خيال مىكرديم او مخالف قيام عليه خلافت است و اهل خروج نيست . هارون به يحيى گفت دانشمندان را جمع كن در مجلسى من نيز پشت پرده هستم تا مرا نبينند تا ترس از من مانع نشود كه هر كدام عقيده اصلى خود را بيان كند . يحيى از پى دانشمندان و متكلمين فرستاد مجلس پر شد از آنها ، از آن جمله