تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
نگاه كرد و تهديد نمود آن پيرمرد را هم كشتم بدنش را ميان چاه انداخت در صورتى كه من شصت نفر از اولاد پيامبر را كشته باشم ديگر روزه و نماز برايم چه سودى دارد من يقين دارم كه در آتش جهنم مخلد خواهم بود . اختصاص : روزى ابو حنيفه بموسى بن جعفر عليه السّلام گفت : بگو ببينم كدام يك از اين دو را پدرت بيشتر دوست داشت عود يا طنبور را فرمود : نه ، عود را ، بعد از موسى بن جعفر عليه السّلام در اين مورد سؤال كردند . فرمود : عودى كه بخور ميدهند دوست داشت ولى از طنبور بيزار بود . اختصاص : حماد بن عيسى جهنى بصرى اهل كوفه بود ولى ساكن بصره در حدود نود و چند سال زندگى كرد و از حضرت صادق عليه السّلام نيز روايت كرده و در دره قبا در مدينه فوت شد ، و آن دره‌ايست كه سيل از شجره شروع مىشود و به طرف مدينه جارى ميگردد در سال دويست و نه از دنيا رفت ، حماد بن عيسى گفت خدمت حضرت موسى بن جعفر رسيده عرضكردم : فدايت شوم از خدا بخواه به من خانه و زن و فرزند و خادم و توفيق انجام حج در هر سال عنايت كند . امام عليه السّلام دست بلند نموده گفت : « اللهم صل على محمّد و آل محمّد و ارزقه دارا و زوجة و ولدا و خادما و الحج خمسين سنة » خدايا به او خانه و زن و فرزند و خدمتكار عنايت كن و توفيق ده كه پنجاه سال به حج برود . حماد گفت : از اينكه شرط كرد پنجاه سال فهميدم بيشتر از پنجاه مرتبه نميتوانم به حج بروم گفت چهل و هشت حج گزارده‌ام اكنون اين همان خانه است كه بدعاى موسى بن جعفر عليه السّلام نصيبم شده و اين همسرم كه پشت پرده است كه سخن مرا ميشنود و اين پسرم و اين خدمتكارم كه تمام بدعاى آن آقا نصيبم شده بعد از نقل اين جريان دو مرتبه ديگر به حج رفتم و پنجاه مرتبه تمام شد . حج پنجاه و يكم كه خارج شد هم‌پايگى با ابو العباس نوفلى قد كوتاه گرديد به محل احرام كه رسيد داخل آب شد تا غسل كند آب او را برد و غرق شد خداوند او و پدرش را رحمت كند . هنوز حج پنجاه و يكم تمام نشده بود تا زمان حضرت رضا