تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
از خدا كه اين سفارش خداوند است در مورد پيشينيان و آيندگان . به من اطلاع داد كسى كه سرباز راه دين و نشر احكام خداست كه تو به من اظهار علاقه و محبت ميكردى با اينكه از همكارى و كمك به من خوددارى نمودى با تو مشورت شد در مورد قيام و دعوت كردن مردم را به بيعت با كسى كه از آل محمّد شايستگى دارد ، از همكارى و راهنمائى خوددارى كردى همان طورى كه پدرت پيش از اين كرده بود ، شما از همان قديم الايام ادعاى مقامى را ميكرديد كه شايسته آن نبوديد و پيوسته آرزوى خلافتى كه خداوند بشما نداده ميكرديد در اين راه مردم را دستخوش هواى نفس خويش نمودند و گمراه كرديد . من تو را ميترسانم از آنچه خداوند مردم را ترسانده . موسى بن جعفر عليه السّلام در جواب او نوشت : نامه‌اى است از طرف موسى پسر جعفر و برادرش على كه هر دو خوار و ذليل در راه بندگى و اطاعت خدا هستند بسوى يحيى بن عبد اللَّه بن حسن . من خود و تو را از خدا ميترسانم و به تو اطلاع مىدهم كيفر بسيار سخت و عذاب شديد و انتقام دردناك خداوند را و خود و ترا سفارش بتقوى و پرهيزكارى ميكنم كه اين بهترين سفارش است و باعث پايدار شدن نعمت مىشود . نامه تو رسيد كه در آن نوشته بودى من و پدرم ادعاى بى جا كرده‌ايم تو چنين سخنى را از من نشنيده‌اى اين نوع گفتار را خداوند ثبت مىكند و بازخواست خواهد نمود . اما حرص دنيا و زرق و برق براى طالبان دنيا موقعيتى نميگذارد كه بفكر آخرت خود باشند بطورى آنها را سرگرم مىكند كه آخرت در دنيا بباد فنا ميرود . نوشته بودى كه من مردم را از گرد تو پراكنده كردم چون خود خواستار مقام تو بوده‌ام ولى بدان كه بىاطلاعى از سنت پيغمبر و نادانى مرا مانع نشده است از پىگيرى نسبت به آنچه تو در راه بدست آوردن آن هستى . اما خداوند انسان‌ها را مختلف و داراى اعضاء و جوارح متفاوت قرار داده و در آنها چيزهاى شگفت‌انگيز و غرائز حيرت‌آور آفريده ، اگر تو خيلى واردى و ادعاى علم و اطلاع ميكنى دو عضو از بدنت را نام مىبرم بگو كدام عضوها هستند ، عترف كجاى بدن