كن اينها مردمانى فاسق هستند ، به ظاهر ادعاى ايمان ميكنند و در دل مشرك هستند
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
من اجر مصيبت شما فاميل خود را از خداوند ميخواهم .
پس از اين جريان حسين قيام كرد همان طورى كه فرموده بود همه كشته شدند .
توضيح : اين حسين همان حسين بن على بن حسن بن حسن بن حسن بن على است مادرش زينب دختر عبد اللَّه بن حسن است كه در زمان موسى هادى پسر محمّد مهدى پسر منصور قيام كرد با گروهى از سادات علوى .
ابو الفرج اصفهانى گفته است : سبب خروج حسين اين بود كه هادى خليفه عباسى ، اسحاق بن عيسى بن على را به سمت فرماندارى مدينه منصوب كرد و مردى از اولاد عمر بن خطاب بنام عبد العزيز را جانشين او گردانيد . آن نسبت به اولاد ابى طالب خيلى سخت گرفت و سوء رفتار با آنها داشت ، ايشان را مجبور ميكرد كه هر روز در ايوان مسجد جمع شوند تا آنها را ببيند .
ايام حج رسيد از شيعيان در حدود هفتاد نفر آمدند و با حسين و ديگران ملاقات نمودند اين خبر بعمرى رسيد ، موضوع جمع شدن در مسجد را سخت تعقيب كرد تا آنها مجبور شدند قيام كنند . حسين يحيى و سليمان و ادريس فرزندان عبد اللَّه ابن حسن را جمع كرد با عبد اللَّه بن حسن مشهور بافطس و ابراهيم بن اسماعيل طباطبا و عمر بن حسن بن على بن حسن مثلث و عبد اللَّه بن اسحاق بن ابراهيم بن حسن مثنى و عبد اللَّه بن جعفر صادق . اينها از پى جوانان و غلامان خود فرستادند بيست و شش نفر از اولاد على و ده نفر از حاجيان و گروهى از غلامان جمع شدند .
همين كه مؤذن اذان صبح را شروع كرد وارد مسجد شده فرياد زدند ( اجد اجد ) افطس روى مناره رفت و مؤذن را مجبور به گفتن ( حى على خير العمل ) نمود همين كه عمرى جريان را متوجه شد احساس شر و ناراحتى كرد فرار كرد و در حال فرار از شدت ترس ميگوزيد و بالاخره خود را نجات داد .
حسين نماز صبح را با مردم خواند هيچ كدام از فرزندان ابو طالب تخلف از آن نماز نداشتند جز حسن بن جعفر بن حسن بن حسن و موسى