تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 48 ) ( زندگانى حضرت امام موسى كاظم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
باشند خريد و فروش جايز نيست با اينكه پيامبر اكرم هنگام وفات فرمود : خدا خدا از نماز فراموش نكنيد و مواظب غلام و كنيز خود باشيد منظورش اين بود كه نماز بپاى داريد و نسبت به بردگان خود احترام كنيد و ما آنها را آزاد ميكنيم آنچه شنيده‌اى اشتباه كرده گوينده آن . ما مدعى هستيم كه اختيار تمام مردم در دست ما است اين فرمانروائى و اختيار مربوط بامر دين است نادان مردم خيال ميكنند مالك آنها هستيم اين ادعاى ما از جهت فرمايش پيامبر اكرم است كه در غدير خم فرموده : « من كنت مولاه فعلى مولاه » منظورش فقط اختيار امور دينى بود آنچه از زكات و صدقه بما بدهند حرام است براى ما مانند گوشت مرده و گوشت خوك . اما غنائم و خمس پس از درگذشت پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله جلوگيرى كردند كه ما استفاده كنيم ما را محتاج دست مردم نمودند همان مردمى كه ما اختياردار دينى آنها هستيم نه مالك ايشان باشيم اگر كسى هديه‌اى براى ما آورد به شرط اينكه نگويد صدقه است مىپذيريم زيرا پيغمبر اكرم فرموده ، اگر مرا دعوت بدست گوسفندى كنند مىپذيرم اگر دست گوسفندى برايم هديه آورند قبول ميكنم اين سنت است تا روز قيامت اگر براى ما زكات بياورند و بدانيم زكات است رد ميكنيم در صورتى كه هديه باشد مىپذيريم . سپس هارون اجازه بازگشت داد امام عليه السّلام متوجه رقه شد باز در باره‌اش سخن‌چينىها كردند دو مرتبه دستور داد آن جناب را برگردانند ايشان را مسموم كرد با همان سمّ شهيد شد صلوات اللَّه عليه . كشف الغمه : محمّد بن طلحه گفت كه فضل بن ربيع از پدرش نقل كرده وقتى مهدى خليفه عباسى موسى ، بن جعفر عليه السّلام را زندانى كرده بود شبى در خواب على بن ابى طالب عليه السّلام را ديد كه به او ميگويد محمّد ! «
فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَكُمْ
» شبانه از پى من فرستاد خيلى ترسيدم با وحشت پيش او رفتم ديدم مشغول خواندن همان آيه است صداى خوبى داشت . گفت : فورى