مىكند از طرف مادرش مريم ، همين طور ما ملحق بفرزندان پيغمبر اكرم هستيم از طرف مادرمان فاطمه عليها السّلام .
گفتم : بيش از اين دليل بياورم ؟ گفت : بياور گفتم : اين آيه :
فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ
« 1 » . كسى ادعا نكرده كه پيغمبر اكرم موقع مباهله با نصارى جز على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين را داخل كساء نموده باشد تأويل فرزندان حسن و حسين است و زنان فاطمه و انفس على بن ابى طالب .
علماء اتفاق دارند بر اينكه جبرئيل در جنگ احد گفت : يا محمّد اين برابرى واقعى است از على فرمود : چون او از من و من از او هستم جبرئيل گفت من نيز از شما دو نفرم يا رسول اللَّه ! سپس جبرئيل گفت :
« لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على »
شبيه مدح و ستايشى شد كه خداوند در اين آيه از ابراهيم خليل مينمايد
فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
ما پسر عموهاى شما افتخار ميكنيم بسخن جبرئيل كه او از ما است .
گفت : احسن موسى حاجات خود را بگو گفتم : اولين حاجتم اينست كه به پسر عمويت اجازه دهى برگردد بمدينهء جدش پيش زن و فرزند خود ، گفت : در اين مورد تصميم خواهيم گرفت ان شاء اللَّه .
روايت شده كه او را بزندان سندى بن شاهك تحويل داد و در آنجا از دنيا رفت ( و اللَّه اعلم ) .
عيون اخبار الرضا : سفيان بن نزار گفت : روزى بالاى سر مأمون بودم گفت ميدانيد من تشيع را از كه آموختم ؟ كسانى كه حضور داشتند گفتند : نه به خدا نميدانيم گفت : از هارون الرشيد . گفتند : چگونه از هارون الرشيد آموختى با اينكه او پيوسته اين خانواده را ميكشت . گفت صحيح است آنها را در راه حفظ سلطنت خود ميكشت زيرا سلطنت نازا است .
هامش
( 1 ) سوره آل عمران آيه 61