خوابها طورى است كه اشخاص در تعبير آنها وارد شدهاند و اختلافى نداشته و خوب مىدانند اين شخص منظورش شيعه نبوده ، قصدش امت است و كمك به براهمه و ملاحده نموده با اينكه من از اين جريان او تعجب مىكنم و او را مىشناسم كه متمايل به مذهب ابى هاشم است و آن را براى خود انتخاب كرده و ابو هاشم در كتاب خود المسألة في الامامة مىنويسد : ابا بكر در خواب ديد جامه تازهاى پوشيد كه دو خط بر آن نگاشته است . تعبير خواب خود را از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خواست . آن جناب فرمود : اگر رؤياى صادقه باشد ، مژده فرزندى است و عهدهدار خلافت خواهى شد دو سال . چنانچه ملاحظه مىكنيد تنها به اثبات رؤيا راضى نشده .
ابو هاشم كه به وسيله آن اثبات خلافت هم مىكند و دليل امامت ابا بكر مىداند ، بنا بر گفته اين استاد زيدى بايد ابو هاشم رئيس معتزله هم حنبلى باشد . ابو بكر هم حنبلى باشد بلكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله زيرا خواب را معتبر دانسته و به وسيله آن اثبات احكام كرده ، اين چنين گفتهاى سخنى ياوه و پوچ است .
بحثى ديگر از شيخ مفيد عليه الرحمة
شيخ مفيد رحمة الله عليه مىفرمايد : در مجلسى از رؤساى قوم حضور داشتم . در ميان آنها شيخى از اهل رى معتزلى مذهب بود كه خيلى به او احترام مىكردند به واسطه خانواده با شخصيتى كه داشت و از اطرافيان سلطان بود . از من مسألهاى فقهى سؤال كردند . من طبق فرموده و روايات رسيده از ائمه عليهم السلام فتوى دادم . آن شيخ گفت اين فتوى مخالف اجماع است گفتم خدا شفايت دهد . منظورت از اجماع چيست ؟ گفت منظورم فقهاى مشهور در فتوى در مسائل حلال و حرام از تمام بلاد است .
گفتم اين سخن نيز محمل است . آيا آل محمد عليهم السلام جزء اين فقها هستند يا آنها را خارج مىكنى از اجماع ؟ گفت آنها را در صدر اجماع قرار مىدهم اگر روايت صحيحى رسيده باشد بر خلاف ما .