تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
نقل مىكنند ، بلكه از يك حمّال بازارى هم به ظاهر عدالت مىپذيرند . آنچه مستند به قول پيامبر اكرم بنمايد . اما آنچه امير المؤمنين عليه السلام بدون اسناد به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بفرمايد بنا به نظر آنها بايد دقت كرد و موقوف است اگر درستى آن واضح بود به آن معتقد مىشوند از باب نظر نه از جهت اينكه امير المؤمنين عليه السلام فرموده ، اما اگر متوجه اشتباهش شدند از آن اجتناب مىكنند و رد مىنمايند بر امير المؤمنين و پيروانش در اين حكم . چنين عقيده دارند كه معيار رأى خود آنها است نه فرموده امير المؤمنين عليه السلام . اين چنين اعتقادى را هر كس كه مقدارى محبت به امير المؤمنين عليه السلام و حق واجب آن مولى داشته باشد و او را به واسطه دستور خدا تعظيم نمايد نخواهد داشت و چنين عقيده‌اى ندارد مگر كسى كه فرمايش پيامبر صلى الله عليه و آله را رد نمايد كه فرمود على مع الحق و الحق مع على يدور حيثما دار و فرمود انا مدينة العلم و على بابها و فرمود على اقضاكم و اين فرموده خود امير المؤمنين كه فرمود : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله دست بر سينه من گذاشت و فرمود : خدايا قلبش را هدايت فرما و زبانش را ثابت بدار . ديگر هرگز در مورد قضاوت بين دو نفر ترديد در خودم نيافتم . صحبت كه به اينجا رسيد متحير شد و گفت اين تهمت است كه بر فقها مىزنيد . آنها دليل دارند در مورد مطالبى كه از ايشان نقل كردى . بعضى از حاضرين روى به جانب او كرده گفتند ما از اين حرفها بيزاريم و هر كس معتقد به چنين حرفى باشد . ديگرى به او گفت اگر آنها دليلى بر آنچه شيخ مفيد از آنها نقل كرد داشته باشند ، آن دليل خود كافى است بر ابطال آنچه را كه تو اول مدعى شدى كه فقها هرگز مخالفت با امير المؤمنين نمىكنند . ما تو را به خدا مىسپاريم از اعتقاد به چنين قولى زيرا هر چه را تو دليلى بر خلاف امير المؤمنين بدانى همان دليلى است بر ابطال نبوت حضرت محمد صلى الله عليه و آله . آن مرد از خجالت سكوت كرد و مردم متفرق شدند .
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 438 | العلامة المجلسي / موسى خسروى