تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
كافر مىتوان جست ؟ معتزليان گفتند دليل تو را او رد كرد زيرا حجت را روايت انس قرار نداد ، بلكه حجت به استدلال او اجماع است ، آنچه ذكر كردى يك هذيان است كه ابطال آن قبلا ذكر شد . سئوال‌كننده گفت بسيار خوب ، ما صحت خبر را مسلم داشتيم ، ولى خودت مىدانى كه اين خبر دليل بر فضل امير المؤمنين بر تمام آنها نمىشود زيرا معنى آن چنين است : خدايا محبوبترين خلق خود را برايم برسان تا از اين پرنده بخورد ، منظورش اين بوده كه محبوب‌ترين خلق در نزد تو در رابطه با خوردن اين پرنده ، نه اينكه محبوب‌ترين خلق واقعى كه محبوبيت او در رابطه با كثرت اعمال باشد ، زيرا ممكن است خداوند دوست داشته كسى با پيامبر اكرم از آن غذا بخورد كه ديگرى وجود داشته باشد بهتر از او ، ولى به واسطه مصلحتى خدا دوست دارد او بخورد . شيخ مفيد گفت اين اعتراض كه كردى ساقط است زيرا محبت خدا به واسطه ميل طبيعى نيست . محبت خدا ثواب است چنانچه كينه و خشم خدا هم هيجان نيست بلكه همان عقاب و كيفر است و لفظ ( افعل ) در ( احب و بغض ) جز همان معنى كه ثواب و عقاب است متوجه نخواهد شد . با اين توضيح ديگر معنى ندارد كه كسى گمان كند محبوب‌ترين خلق خدا در غذا خوردن باشد آن هم مبالغه نمايد در آن با صفت عالى و افعل تفضيل زيرا در اين صورت از معنى ثواب آن را خارج مىكند و به ميل طبيعى بر مىگرداند و اين اعتقاد در صفات خدا محال است . مضافا بر اينكه ظاهر خطاب دليل بر ادعاى ما است نه آنچه تو مدعى شدى ، گرچه محبت به معنى ثواب هم نباشد زيرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىفرمايد : خدايا محبوب‌ترين فرد را برايم برسان تا از اين غذا با من بخورد . جمله اول كه محبوب‌ترين فرد در نزد خود است ، كلامى تامّ ولى بعد از اين جمله ( با من از اين غذا بخورد ) جمله‌ايست كه از سر گرفته شده و مستانفه است كه جمله اول نيازمند به آن نيست ، اگر آنچه تو مدعى شدى . منظور پيامبر بود ، بايد مىفرمود : خدايا محبوب‌ترين فرد را در خوردن با من