ذكر كردى و انس بن مالك تنها ناقل اين خبر است ولى تمام امت اين خبر را قبول كردهاند و روايت نرسيده كه احدى اين خبر را بر انس رد كرده باشد و يا انكار آن را نموده باشد ، هنگام روايت نمودن انس . پس اجماع بر صحت اين خبر دليل بر صحيح بودن آن است .
با توضيحى كه دادم ديگر استدلال بر اينكه خبر واحد است زيانى نمىرساند . با اينكه به طور متواتر از امير المؤمنين عليه السلام نقل شده كه همين خبر را به عنوان دليل بر مناقب خويش در روز شورى كه در خانه دربسته بودند بعد از فوت عمر آن جناب استدلال نمود و فرمود
انشدكم الله هل فيكم احد قال له رسول الله صلى الله عليه و آله اللهم ائتني باحب خلقك اليك يأكل معى من هذا الطائر فجاء واحد غيرى
؟ شما را به خدا سوگند آيا ميان شما كسى هست كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در باره او فرموده باشد خدايا محبوبترين فرد را نزد خود برايم برسان تا از اين مرغ بريان با من بخورد ، آيا جز من كسى ديگرى آمد ؟ همه گفتند خدا را شاهد مىگيريم نه . فرمود : خدايا تو گواه باش تمام حاضران اعتراف به صحت خبر نمودند و هرگز امير المؤمنين استدلال به دليلى باطل نمىنمايد . مخصوصا در مقام منازعه و مقامى كه مىخواهد استدلال به فضائل خويش نمايد تا اثبات بالاترين منصب يعنى امامت و خلافت پيامبر را براى خود بنمايد و خود مىداند كه اشخاص حاضر در شورى مايلند خلافت به آنها برسد نه امير المؤمنين ، با اينكه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرموده على با حق است و حق با على ، بر محور حركت على حق دوران دارد . وقتى جريان به اين صورت باشد دليل بر صحت خبر است با همان توضيح .
يكى از جبرى مذهبان حاضر در جلسه گفت استدلال شيعه به خبر انس بن مالك از وقايع شنيدنى است زيرا آنها انس را فاسق بلكه كافر مىدانند و مدعى هستند كه او شهادت در مورد نص خلافت على را منكر شد و امير المؤمنين عليه السلام بر او نفرين نمود به دردى مبتلا شود كه لباس نتواند آن را پنهان كند . در سن پيرى مبتلا به برص شد و در حال برص از دنيا رفت ، چگونه استشهاد به روايت
بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 423
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٤٢٣