تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( احتجاجات ) ( فارسي ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
داده با اينكه اگر تمام مردم ثروتمند مىشدند دنيا خراب مىگرديد و نقشه جهان بر هم مىخورد و به سوى نيستى رهسپار مىشدند ولى گروهى را براى گروه ديگر كمك قرار داده و رزق و توشه آنها را در انواع مختلف از شغلها و حرفه‌ها نهاده كه اين كار بهتر موجب بقا و دوام مىگردد . و نقشه‌اى صحيح‌تر است ، باز ثروتمندان را امتحان مىنمايد كه تا چه اندازه نسبت به تنگدستان مهربان هستند ، تمام اينها لطف و رحمتى است از جانب حكيمى كه نمىتوان بر كارش خرده گرفت . گفت چرا طفل كوچكى كه گناهى نكرده گرفتار بيماريها و امراض مىگردد با اينكه سابقه عمل خلافى ندارد ؟ فرمود : بيمارى چند قسم است : 1 - بيمارى آزمايشى . 2 - بيمارى شكنجه‌اى . 3 - بيمارى كه موجب مرگ است با اينكه تو خيال مىكنى به واسطه سوء تغذيه و آشاميدنىهاى بيمارى انگيز و و با خيز است يا به واسطه بيمارى مادرش مبتلا به اين بيمارى شده و گمان مىكنى كسى كه كاملا وارد به حفظ بهداشت باشد و خوردنيها و آشاميدنيهاى سودمند و زيانبخش را بداند و به كار برد مريض نمىشود و با اين حرف هم عقيده هستى با آنها كه مىگويند بيمارى و مرگ فقط از خوردنيها و آشاميدنيها است . با اينكه ارسطاطاليس معلم اطباء افلاطون رئيس حكيمان مردند و جالينوس به پيرى گرائيد و از چشم نابينا شد و نتوانست مرگ را از خود دفع نمايد بسا از پزشكان دانا و وارد به دردها و دواها و استاد كه جان سپردند و نادانانى نسبت به علم پزشكى و طب بعد از آنها سالها زندگى كردند طبيب را هنگام تمام شدن مدت زندگى علم طب سودى نبخشيد و نه آن شخص ناوارد را عدم اطلاعش بر علم طب زيانى به وجود آورد با اينكه اجلش سر نيامده بود .