تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

در اين موقع به من فرمود : ابا على نبايد بر ابو يحيى ( زكريا بن آدم ) خورده گرفت با خدماتى كه نسبت بپدرم انجام داده و مقام و منزلتى كه نزد او داشت و پيش من دارد و پس از پدرم جز اينكه من احتياج به پول داشتم نفرستاد . عرضكردم فدايت شوم او پولها را ميفرستد به من گفت وقتى خدمت شما رسيدم بگويم علت نفرستادن پول اختلافى بود كه بين مسافر و ميمون پيدا شد . فرمود نامه مرا به او برسان و بگو پولها را بفرستد . نامه امام را پيش زكريا فرستادم پولها را فرستاد . حضرت جواد عليه السّلام قبل از اينكه چيزى بگويم فرمود ديگر ترديد از ميان رفت ، پدرم جز من فرزندى ندارد عرض كردم صحيح مىفرمائيد فدايتان شوم « 1 » . كافى - ج 1 ص 353 - محمّد بن ابى العلا گفت : از يحيى بن اكثم قاضى سامرا بعد از اينكه او را آزمايش كردم و چندين مرتبه با او بحث و گفتگو در باره علوم آل محمّد پرداختم و نامه‌ها رد و بدل كرديم شنيدم گفت روزي من مشغول طواف بدور قبر پيغمبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم بودم و حضرت محمّد بن علي جواد الائمه را ديدم كه مشغول طواف است ، با او به بحث در مورد مسائلى كه داشتم نمودم تمام آنها را جواب داد بعد گفتم به خدا من يك سؤال ديگر دارم اما خجالت ميكشم از پرسيدن آن . فرمود من قبل از اينكه بپرسى برايت توضيح مىدهم . ميخواهى بپرسى امام كيست ؟ ! گفتم به خدا همين سؤال را داشتم فرمود من هستم . گفتم علامت آن چيست . در دست آن جناب عصايى بود به زبان آمده گفت : ( انه مولاى امام هذا الزمان و هو الحجة ) اين آقا سرور من و امام زمان و حجت خدا است . خرايج - محمّد بن ابراهيم جعفرى از حكيمه دختر حضرت رضا عليه السّلام نقل

هامش
( 1 ) ممكن است اختلاف و ميمون مسافر در همين باره بوده كه آنها با يك ديگر اختلاف داشته كه حضرت رضا عليه السّلام جز حضرت جواد فرزند ديگرى نيز دارد به همين جهت از فرستادن پول امتناع كرده بود تا معلوم شود ، امام عليه السّلام به همان اختلاف اشاره مىكند .