در باره شما اختلاف دارند تقاضا دارم دليل و معجزهاى اظهار بفرمائيد .
در جواب من نوشت خداوند عاقلان را طرف خطاب خويش قرار داده هيچ كس را ياراى آن نيست كه معجزه يا دليلى بياورد بيش از آنچه خاتم - الأنبياء صلى اللَّه عليه و إله آورد در باره آن جناب گفتند ساحر و شعبده باز است و دروغگو .
خداوند هر كه قابل هدايت بود هدايت فرمود . جز اينكه دليل موجب آرامش خاطر بيشتر مردم مىشود اما جريان چنين است كه خداوند عزيز بما اجازه سخن گفتن ميدهد صحبت مىكنيم گاهى ما را از سخن باز ميدارد در آن موقع است كه ساكت خواهيم بود .
اگر نمىخواست حق آشكار شود پيمبران را با مژده و تهديد نمىفرستاد آنها حق را آشكار كردند در حال ضعف و قدرت و مردم را راهنمائى كردند در زمانهاى معين خداوند آنچه خود فرمود و حكم كرده اجرا خواهد كرد .
مردم چند دسته هستند آن كس كه جوياى واقعيت باشد در راه رستگارى و نجات است او چنگ به حق مىزند و خود را بشاخهاى محكم آويزان نموده شك و ترديد ندارد و پناهى جز آن نخواهد داشت .
دستهى ديگر حق را از اهلش نميجويند آنها مانند كسى هستند كه سفر با كشتى در دريا نموده كه موجهاى خروشان او را بهر طرف مىبرد وقتى موج ساكن شود آرام است .
گروهى ديگر شيطان آنها را فريب داده كار آنها رد كردن اهل حق است از رشگ و حسدى كه دارند با باطل خود جلو حق را مىگيرند .
آنهائى را كه از خود ارادهاى ندارند و به چپ و راست ميروند رها كن چوپان وقتى بخواهد گوسفندان خود را جمع كند با كمترين كوشش جمع مىكند .
در نامه خود تذكر دادهاى كه دوستان اختلاف دارند وقتى امام را معين نمايند و مشخص باشد ديگر شكى باقى نمىماند كسى كه در مقام حكم بنشيند او شايسته حكم است متوجه كسانى باش كه رعايت آنها را در اختيار تو گذاشتهاند
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٧