كه آن وصيت را انجام و بما بپردازى با خود چهار هزار دينار دارى بده .
آن مرد تمام فرمايش امام عليه السّلام را پذيرفت و پول را تقديم كرد در اين موقع امام رو بمرد علوى كرد فرمود بجانب همدان بجستجوى فضل رفتى اين مرد به تو پنجاه دينار داد مراجعت كرد و ما نيز به تو پنجاه دينار ميدهيم . پنجاه دينار به او داد .
محمّد بن عبد اللَّه گفت : وقتى سعيد دستور داد حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام را بكوفه ببرند ابو الهيثم نامهاى خدمت امام نوشت كه خبرى بما رسيده و موجب ناراحتى ما شده و خيلى ما را مضطرب نموده . در جواب نوشت پس از سه روز فرج خواهد رسيد معتز خليفه عباسى كشته شد .
گفت غلام كوچكى از امام عليه السّلام گم شد و پيدا نشد خبر به آن جناب دادند فرمود : برويد داخل گودال را بگرديد وقتى داخل گودال خانه را گشتند ديدند مرده است .
گفت خزانه حضرت هادى را دزديدند پس از درگذشت آن جناب اينخبر را به حضرت امام حسن عسكرى دادند فرمود درب را ببنديد آنگاه خانواده امام را خواست بيك يك آنها فرمود : تو بايد فلان مبلغ بدهى مقدارى كه برداشته بود به او ميفرمود تمام آنچه برده بودند برگشت داده شد .
كشف الغمه - از كتاب دلائل نقل مىكند : هارون بن مسلم گفت براى پسرم فرزندى متولد شد روز دوم ولادتش نامهاى براى حضرت عسكرى عليه السّلام نوشتم و درخواست كردم كه نام و كنيه او را تعيين فرمايند ولى دوست داشتم نامش را جعفر و كنيهاش را ابو عبد اللَّه بگذارند پيك آن جناب در روز هفتم آمد كه با خود نامهاى آورده بود در آن نامه نوشته بود نامش را جعفر و كنيهاش را ابو عبد اللَّه بگذار و برايم دعا كرده بود .
قاسم هروى گفت : از طرف حضرت عسكرى عليه السّلام توقيعى صادر شد براى يكى از بنى اسباط . گفت من نامهاى نوشتم براى آن جناب و تذكر دادم كه دوستان
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 256
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٥٦