تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
مبادا مطلب را آشكار كنى و جوياى رياست شوى كه اين دو كار موجب هلاكت مىشود . در نامه خود نوشته‌اى كه تصميم دارى بقارس به روى برو خدا برايت خير پيش آورد انشا اللَّه بسلامت وارد مصر خواهى شد بدوستان ما كه اطمينان به آنها دارى سلام مرا برسان به ايشان بگو تقوى و پرهيزگارى پيشه گيرند و در امانت خيانت نورزند و بگو هر كس موجب افشاء امر امامت شود مثل اينست كه با ما بجنگ پرداخته . گفت وقتى نامه را خواندم از جمله‌ى وارد مصر خواهى شد انشا اللَّه چيزى نفهميدم . به بغداد رفتم و تصميم رفتن بفارس داشتم ولى امكان پذير نشد بجانب مصر رفتم . كشف الغمه - از دلائل حميرى نقل مىكند كه على بن محمّد بن زياد گفت نامه‌اى از جانب امام حسن عسكرى عليه السّلام رسيد كه نوشته بود برايت فتنه و آشوبى به پا مىخيزد سعى كن از خانه خارج نشوى . گرفتار مصيبتى شدم كه خيلى موجب ناراحتى من شد . نامه‌اى براى مولايم نوشتم كه منظور شما از آن فتنه همين بود . در جواب نوشت نه از اين شديدتر است . مرا بواسطه جعفر بن محمود ( كه از ياران خليفه بود ) خواستند بگيرند بطورى در گرفتنم شدت عمل بخرج دادند كه منادى فرياد ميزد هر كس فلانى را بيابد صد هزار درهم ( سكه نقره ) جايزه دارد . كشف الغمه - بنقل از دلائل حميرى مينويسد محمّد بن على صيمرى نقل كرد كه وارد بر ابو احمد عبيد اللَّه بن عبد اللَّه شدم ديدم جلو او نامه حضرت امام حسن عسكرى است در آن نوشته بود من در مورد اين ستمگر از خدا درخواست كرده‌ام او را پس از سه روز ميگيرند روز سوم طورى كه همه متوجه شدند