تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
اللَّه در ميان مردم شناخته شوند . گفت : مدت سى سال بود كه من زنى را صيغه نكرده بودم و خيلى مايل بودم به اين كار نامه‌اى براى حضرت عسكرى عليه السّلام نوشتم در ضمن زنى را در همسايگى خود سراغ داشتم كه ميگفتند خيلى زيباست به او تمايل پيدا كردم ولى زن بدكاره‌اى بود كه گريز و پرهيزى نداشت به همين جهت من بىميل شدم بعد در دل با خود گفتم چنين بما دستور داده‌اند كه زن زناكار را صيغه كن كه به اين كار او را از يك حرام باز داشته‌اى بالاخره در نامه خود از حضرت امام حسن عسكرى در مورد متعه اجازه خواستم و مشورت كردم و سؤال كردم آيا پس از گذشت اين مقدار سال جايز است متعه برايم . در جواب نوشت : با اين كار خود سنتى را زنده ميكنى و بدعتى را از بين ميبرى هيچ اشكالى ندارد ولى مبادا با آن زن معروفه كه همسايه‌ات هست چنين كارى بكنى گرچه در دل چنين تصميمى را داشتى ، آباء گرامم فرموده‌اند زن زناكار را صيغه كن تا از كار حرام او جلوگيرى كنى اما اين زن شهرت بزنا دارد و بىحيا است چون همسايه تو است ميترسم جريان منتشر شود و برايت ضررى ببار آورد . بواسطه نامه‌اى كه آن جناب نوشته بود از اين كار خوددارى كردم و او را صيغه نكردم ولى شاذان بن سعد يكى از دوستان او را صيغه كرد جريان كارش مشهور شد تا بالاخره بسلطان رسيد و بواسطه اين كار او را جريمه‌اى سنگين كردند خداوند مرا ببركت مولايم از اين پيش آمد نگهداشت . سيف بن ليث گفت : موقع خارج‌شدنم از مصر پسرم مريض بود و پسر ديگرم كه از او بزرگتر بود سرپرست خانواده و وصى من بود و از باغها نگهدارى ميكرد نامه‌اى براى حضرت عسكرى عليه السّلام نوشتم و تقاضاى دعا كردم براى پسر مريضم . در جواب من نوشت : پسر مريضت خوب شد ولى پسر بزرگتر كه سرپرست خانواده و وصى تو بود از دنيا رفت خدا را ستايش كن مبادا ناراحتى كنى كه اجر
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 252 | العلامة المجلسي / موسى خسروى