محمّد بگذار پسرى برايم متولد شد او را محمّد نام گذاشتم .
گفت : يحيى بن زكريا نيز بچهاى در راه داشت نامهاى براي امام عليه السّلام نوشت كه مرا فرزندى در راه است از خداوند بخواه كه آن را پسر قرار دهد در جوابش نوشت بسا از دخترها كه بهتر از پسر هستند . براى او دخترى متولد شد .
ايوب بن نوح گفت : نامهاى براى امام عليه السّلام نوشتم كه عبد الواحد قاضى مرا رها نميكند و از دست او خيلى اذيت ميكشم شكايت از ناراحتىهاى او كردم در جواب من نوشت تا دو ماه ديگر از دست او راحت خواهى شد . پس از دو ماه او را عزل كردند و از آزارش آسوده شدم .
كشف الغمه - ج 3 ص 247 - از كتاب دلائل نقل مىكند كه ايوب نقل كرد از فتح بن يزيد گرگانى كه گفت در راه بازگشت از مكه با حضرت ابو الحسن امام هادى عليه السّلام همسفر بودم آن جناب بعراق مىآمد و من عازم خراسان بودم .
شنيدم ميفرمود : هر كه از خدا بپرهيزد مردم از او حساب خواهند برد و هر كه خدا را اطاعت كند مردم از او اطاعت خواهند كرد .
سعى كردم خدمت آن جناب برسم بالاخره موفق شدم سلام كردم . جواب داد و دستور داد بنشينم اول حرفى كه زد اين بود كه فرمود : اى فتح هر كه اطاعت از خدا كند از خشم مردم هراسى نخواهد داشت و هر كه خدا را بخشم آورد بايد يقين داشته باشد كه خداوند او را مورد خشم مردم قرار ميدهد . خدا را نميتوان توصيف كرد مگر با همان صفاتى كه خود را ستوده چگونه مىتوان ستود و توصيف كرد خداوندى را كه حواس عاجز از درك اويند و انديشهها او را در نمىيابند و نميتوان او را محدود كرد و با چشم ديد ، بزرگتر از آنست كه بتوان توصيفش نمود و بالاتر از آنكه برايش صفتى بياورند در حالى كه نزديك است بسيار دور است و در حال دورى بسيار نزديك است پس در دورى نزديك و در نزديكى دور است او كيفيت و چگونگى را آفريده نميتوان به او گفت چگونه است و جا و مكان را
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 158
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٥٨