تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت جواد و عسكريين ع ) ( فارسي ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
پروردگارا كوچكم و خاضع و خاشعم ، اى آفريننده يكتا پيوسته در سجده بود تا شب گذشت . آنگاه فرمود : يا فتح نزديك بود هلاك شوى و به هلاكت اندازى ، عيسى را زيانى نرسيد كه گروهي از نصارى مدعى شدند او پسر خدا است آنها كه چنين اعتقادى پيدا كردند هلاك شدند . اينك اگر مايلى برو ، از خدمت امام خارج شدم و بسيار خوشحال بودم از توضيحى كه فرمود و موجب از بين رفتن شك من گرديد و شناختم ايشان را و بر اين نعمت خدا را سپاسگزارى كردم . در منزل آخرى خدمت امام رسيدم تكيه كرده بود و در مقابلش مقدارى گندم بريان بود كه آنها را بهم ميزد و مخلوط مىكرد شيطان مرا وسوسه كرده بود كه آنها نبايد بخورند و بياشامند . زيرا خوردن و آشاميدن يك نوع گرفتارى است و امام نبايد مبتلا بگرفتارى گردد : فرمود بنشين يا فتح ما بايد پيرو پيمبران باشيم كه آنها نيز ميخوردند و مىآشاميدند و ميان بازارها راه ميرفتند هر جسمى احتياج به غذا دارد مگر خالق رازق ، زيرا او جسم را بوجود آورده و خود جسم نيست و نميتوان او را تجزيه نمود ، نه زياد مىشود و نه كم منزه است از آنچه اختصاص باجسام داده . يكتا و بيهمتا است بىنيازى است كه نزائيده و نه زائيده شده و او را نظيرى نيست بوجود آورنده اشياء و اجسام است ، شنوا و دانا است لطيف و خبير است رؤف و رحيم است منزه و پاك‌تر از آن عقايدى است كه ستم‌گران در باره‌اش معتقدند . اگر ميشد او را توصيف نمود فرقى بين پروردگار و موجودات و خالق و مخلوقات و بوجود آورنده و بوجود آمده نبود . اما او فرق قرار داده بين خود و اجسام و اشياء زيرا هيچ چيز شبيه او نيست و نه او شبيه چيزى است . محمّد بن ريان بن صلت گفت : نامه‌اى نوشتم به امام هادى عليه السّلام تا اجازه بگيرم