انى ليهجرنى الصديق تجنبا * فاريه ان لهجره اسبابا
و أراه ان عاتبته اغريته * فارى له ترك العتاب عتابا
و اذا بليت بجاهل متحكم * يجد المحال من الامور صوابا
او ليته منى السكوت و ربما * كان السكوت عن الجواب جوابا
مأمون گفت چقدر شعر زيبائى است چه كسى سروده ؟ فرمود يكى از جوانان ما ، عرضكرد بهترين شعرى كه در باره برگرداندن دشمن را بطورى كه دوست انسان شود برايم بخوان فرمود :
و ذى غلة سالمته فقهرته * فاوقرته منى لعفو التجمل
و من لا يدافع سيئات عدوه * باحسانه لم يأخذ الطول من عل
و لم أر في الاشياء اسرع مهلكا * لغمر قديم من و داد معجل
مأمون گفت چقدر عالى بود ، گوينده شعر كيست فرمود يكى از جوانان ما عرضكرد بهترين شعرى كه در باره پنهان داشتن سر ميدانى بخوان فرمود :
و انى لانسى السر كيلا اذيعه * فيا من رأى سرا يصان بان ينسى
مخافة ان يجرى ببالى ذكره * فينبذه قلبى الى ملتوى حشا
فيوشك من لم يفش سرا و جال في * خواطره ان لا يطيق له حبسا
مأمون عرضكرد وقتى بخواهى نامه را خشك كنى چه ميگوئى فرمود ميگويم با خاك خشك كن عرضكرد براى پيچيدن نامه چه ميفرمائى فرمود ميگويم آن را بپيچ و داخل پاكت كن عرضكرد براى مهر زدن چه ميفرمائى فرمود ميگويم با گل آن را مهر كن مأمون رو بغلام نموده گفت اين نامه را بپيچ و داخل پاكت كن و بر آن مهر بزن پيش فضل بن سهل ببر و براى حضرت رضا سيصد هزار درهم بگير .
صدوق : بعد از ذكر اين خبر مينويسد اينكه حضرت رضا پيشكش مأمون را مىپذيرد شبيه پذيرفتن پيغمبر اكرم است پيشكشىهاى پادشاهان را و مانند پذيرفتن امام حسن عليه السّلام است از معاويه و مانند قبول كردن ساير اجداد آن جناب