تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨

بخش هشتم اشعارى كه حضرت رضا عليه السّلام بعنوان پند و اندرز خوانده

عيون اخبار الرضا : ج 2 ص 177 محمّد بن يحيى بن ابى عباد از عموى خود نقل كرد كه گفت روزى شنيدم از حضرت رضا عليه السّلام كه اين اشعار را ميخواند با اينكه آن جناب كم شعر ميخواند :
كلنا نأمل مدا في الاجل * و المنايا هن آفات الامل لا تغرنك اباطيل المنى * و الزم القصد و دع عنك العلل انما الدنيا كظل زائل * حل فيه راكب ثم رحل
عرضكردم آقا اين اشعار از كيست ، فرمود متعلق بشخصى از عراق شما است عرضكردم ابو العتاهيه اين شعر را براى ما خواند و گفت از من است . فرمود اسم او را بگو از ذكر اين لقبهاى ناپسند پرهيز كن خداوند ميفرمايد :
وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقاب
شايد آن مرد خوشش نيايد از اين لقب ( ابو العتاهيه يعنى احمق ) . عيون : موسى بن محمّد محاربى از مردى كه نامش را برد از حضرت رضا عليه السّلام نقل كرد كه مأمون به آن جناب فرمود آيا شعر هم از حفظدارى فرمود خيلى زياد عرضكرد بهترين شعرى كه در باره حلم و شكيبائى ميدانى برايم بخوان اين اشعار را خواند :
اذا كان دونى من بليت بجهله * ابيت لنفسى ان تقابل بالجهل و ان كان مثلى في محلى من النهى * اخذت بحلمى كى اجل عن المثل و ان كنت ادنى منه في الفضل و الحجى * عرفت له حق التقدم و الفضل
مأمون گفت چقدر شعر زيبائى است كه اين شعر را سروده فرمود : يكى از جوانان ما عرضكرد بهترين شعرى كه در باره سكوت از كار نادان و سرزنش نكردن دوست ميدانى برايم بخوان اين اشعار را خواند :