هر دانشمندى خدمتش رسيد همين سخن مرا گفت مأمون در مجلسى دانشمندان بزرگ اديان و فقها و متكلمين را جمع كرد . حضرت رضا عليه السّلام بر همه پيروز شد كسى ميان آنها باقى نماند كه اعتراف بمقام آن جناب نكند و خود را در مقابلش كوچك نشمارد .
از حضرت رضا عليه السّلام شنيدم ميفرمود در حرم پيامبر اكرم مينشستم دانشمندان مدينه اجتماع ميكردند هر كدام در مسألهاى فرو ميماندند تمام اشاره به من ميكردند و پيش من ميفرستادند جواب آنها را ميدادم .
ابا صلت گفت : محمّد بن اسحاق بن موسى بن جعفر برايم نقل كرد كه حضرت موسى بن جعفر بفرزندان خود ميفرمود اين برادر شما علي بن موسى الرضا عالم آل محمّد است در مسائل دينى به او مراجعه كنيد و هر چه گفت قبول نمائيد من از پدرم جعفر بن محمّد عليه السّلام شنيدم چندين مرتبه فرمود كه عالم آل محمّد در نهاد تو است كاش او را درك ميكردم او هم نام امير المؤمنين علي است .
كافى : عبد اللَّه بن صلت از مردى بلخى نقل كرد كه گفت من در خدمت حضرت رضا بودم در سفر خراسان روزى غذا خواست و تمام غلامان خود را از سياه و غير سياه در سر سفره جمع كرد عرضكردم فدايت شوم خوب است براى آنها سفره جداگانه ميانداختند فرمود نه خداى ما يكى است و مادر و پدرمان نيز يكى است و جزا و پاداش بستگى به عمل اشخاص دارد .
كافى : يسع بن حمزه گفت در مجلس حضرت رضا عليه السّلام بودم با هم صحبت ميكرديم عده زيادى نيز در خدمتش بودند كه از مسائل حلال و حرام ميپرسيدند در اين موقع مردى بلند قد و گندمگون وارد شد عرضكرد يا ابن رسول اللَّه سلام عليكم من مردى از دوستان و ارادتمندان شما خانواده هستم از مكه مىآيم پول خود را گم كردم و آنقدر كه مرا بوطنم برساند ندارم اگر صلاح بدانيد به من كمك فرمائيد تا به شهر خود برسم در آنجا من داراى ثروت هستم و خدا مرا از نعمت خويش بهرهمند كرده وقتى به شهر خود رسيدم آنچه به من عنايت كردهاى
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت على بن موسى الرضا ع ) ( فارسي ) — صفحة 92
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٩٢